بیان‌ناپذیری تجربه‌های عرفانی از نگاه مولوی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار زبان و ادبیّات‌ فارسی دانشگاه رازی کرمانشاه

چکیده

بدون تردید یکی از موضوعات مورد اتّفاقِ تمامیِ عرفای شرق و غرب، این است که زبان برای بیان تجربه‌های عرفانی نارساست؛ یعنی حقایق و مفاهیم بلند عرفانی که برای اهل معرفت از طریق شهود حاصل می‌شود، قابل بیان نیست. مولانا جلال‌الدّین نیز در مثنوی به اشکال مختلف همین حقیقت را به زیبایی تبیین کرده و عملاً تنگنای زبان را در بیان حقایق عرفانی نشان داده است. برای بیان حقایق و مفاهیم عرفانی، چهار مانعِ موضوع، متکلّم، کلام، و مستمع وجود دارد. لذا نگارنده در این جستار سعی کرده است این موانع چهارگانه را از نگاه مولانا در مثنوی نشان دهد. مولانا در مثنوی در مورد هریک از این موانع به گستردگی سخن گفته است. امّا آنچه که بیش از هر چیز او را آزار می‌دهد و آن را مانع بیان حقایق و رموز الهی می‌داند، مستمع ناآگاه است. بنابراین می‌توان گفت که از بین موانع چهارگانۀ نامبرده، مانع مستمع بیش از موانع دیگر، مورد نظر مولانا بوده است و در مورد آن در مثنوی سخن گفته است.

کلیدواژه‌ها