مفهوم‌شناسی شعر و مصداق‌های آن

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز

2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز

چکیده

تلاش‌ها برای یافتن تعریفی در باب شعر، دیرگاهی است که ذهن بسیاری از ادیبان را به خود مشغول داشته است. اگرچه همۀ مردم، هستی شعر را باور دارند، امّا در بیان چیستی آن، هم‌باور نیستند. تنوّع تعریف‌ها دربارۀ شعر سبب شده است تا برخی از ادیبان اساساً شعر را تعریف‌ناپذیر بدانند؛ زیرا هنوز تعریفی که مورد پذیرش همگان باشد، وجود ندارد. همیشه شعرهایی بوده‌اند که حصار تعریف‌های موجود را شکسته و با معیارهای سنتی در تعریف شعر همخوانی نداشته‌اند. با تأمل و درنگی در تعریف‌های مطرح‌شده می‌توان شعر را «ایجاد شگفتی در زبان و به‌وسیلۀ زبان» دانست. هرگونه شگفتی‌ای که شاعر در زبان ایجاد می‌کند، شعر است. شاعر هم با بیان عاطفه، تخیّل و تصویرگری و هم به مدد توان موسیقایی واژه‌ها و در کنار آن‌ها به مدد اندیشه‌های ژرف و عمیق، در حوزۀ زبان شگفتی می‌آفریند و خواننده را نیز در این امر سهیم می‌کند. بدین ترتیب دریافته می‌شود که شعر برای آگاهی‌رسانی نیست، بلکه در پی تأثیرگذاری و ایجاد اعجاب و شگفتی هنری است. این موضوع بدان سبب که یکی از واقعیت‌های انکارناپذیر در قلمرو شعر است، موجب شده تا تعاریف ادیبان شرق و غرب در مفهوم‌شناسی شعر به وجه اشتراک آشکاری برسند؛ چنان‌که گویی رازگونگی و ملهم بودن شعر برای همۀ آن‌ها حقیقتی پذیرفته‌شده تلقی می‌گردد.

کلیدواژه‌ها