رویکرد عقل‌گرایانه به دانش بلاغت، پیامدها و بازتاب‌ها

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

طلبة سطح یک حوزة علمیة قم

چکیده

با نگاهی به تاریخچه علوم بلاغی، فصلی در انتهای این تاریخچه به چشم می‌خورد که از رکود و جمود علم بلاغت از حدود قرن ششم تا کنون حکایت می‌کند؛ مقطعی درازدامن از تاریخ این علم که در آن جز شرح و تلخیص‌هایی که بر آثار گذشتگان نوشته شده است، تقریباً چیز دیگری مشاهده نمی‌شود.
چنین می‌نماید که این پدیده یک علت اصلی داشت و آن اینکه در این دوره، بلاغت که پیش از آن به عنوان یک «فن» شناخته می‌شد و بر پایه ذوق بشر پیش می‌رفت، آرام آرام با مطرح شدن مباحث عقلی و فلسفی در آن، جای خود را به یک «دانش» نسبتاً عقلی با ساختارهایی کاملاً غیرمنعطف و منطقی سپرد. این نوع نگاه در جای جای دانش بلاغت، از شیوه‌ی تقسیم‌بندی مباحث تا ریز قواعد مطرح در آن، تأثیر گذاشت. امری که پیدایش آسیب‌های گوناگونی را در مسیر رشد و تکامل این دانش موجب گشت.
از این رو در نظر بسیاری از بزرگان این دانش، لازم است برای احیای بلاغت و نائل شدن به فلسفه وجودی آن، به شیوه‌ای روی آورد که هدف و رویکرد اصلی آن پرورش ذوق ادبی مخاطب باشد.

کلیدواژه‌ها