نقد بلاغی اشعار سنّتی نیما

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان

3 دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی

چکیده

سبک و بلاغت در مجموع به چگونگی و نحوۀ بیان و شگردهای ادبی گفته می­شود و تأملّ در آن واقعیت و جوهرة وجودی نویسنده را باز می­نمایاند. بررسی سبک در حیطه علم نوپدید سبک شناسی است؛ درسبک شناسی جدید به سبب تنوّع و گونه گونی آثار یا به سخن بهتر به سبب نویسندگان و شاعران بی­شمار، در هر اثری ویژگی‌های فردی و تأثیر و تأثّر این ویژگی‌ها را ملاک قرار می‌دهند و سرانجام به نتیجه­گیری دقیقی می­رسند. نیما بیشتر به سبب شعرهای نو، مورد توجّه قرار گرفته، از این رو کمتر کسی شعرهای سنّتی او را در نظر می‌گیرد. اما در بررسی سبک­شناسی فردی اشعار سنّتی نیما، می‌توان تا اندازه‌ای روند ظهور او و شعر نو را بررسی کرد. او با آنکه در شعرهای سنّتی خود از سبک خراسانی پیروی می‌کند؛ اما ویژگی­های زبانی، ادبی و فکری‌ او و نیز تأثیر این هر سه بر هم، چیز دیگری را نیز نشان می‌دهد؛ و آن، اینکه او در صدد بوده است راهی نو بیابد و آفرینندۀ سبکی نو باشد؛ در این مقاله، کوشش بر آن است تا بر پایه سبک شناسی جدید اشعار سنّتی نیما بررسی شود. بدین منظور ویژگی‌های زبانی در سه سطح موسیقی درونی، کناری و بیرونی؛ ویژگی‌های ادبی و همچنین مختصات فکری اشعار سنّتی نیما مورد توجّه قرار گرفته است.

کلیدواژه‌ها