بررسی نشانه‌‌ها و شگردهای بیان معانی ثانوی در داستان‌‌های نجدی (با تکیه بر مجموعه داستان یوزپلنگانی که با من دویده‌‌اند)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه علّامه طباطبایی

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه علّامه طباطبایی

چکیده

یکی از مهمّ‌‌ترین هدف‌‌های پژوهش در زمینۀ متون ادبی، دستیابی به معنای ثانوی یا ضمنی متن است؛ زیرا این معنا برابر با ادبیّت متن است. معنای ثانوی، از راه زبان و عناصر گوناگونِ مرتبط با نوع ادبی بیان می‌‌شود که به طور کلّی و در اصطلاح، زبان آن متن نامیده می‌‌شود. در این جستار، در راستای بررسی زبان داستان کوتاه، معانی ثانوی به دو نوعِ اصلی و فرعی دسته‌‌بندی می‌‌شود؛ معنا یا معانی ثانوی اصلی که همان درون‌مایۀ داستان است و معانی ثانوی فرعی که از دیگر عناصر داستان به دست می‌‌آید؛ بنابراین هر عنصری را که در داستان در ارتباط با درون‌مایۀ آن دلالت‌مند می‌‌گردد، می‌‌توان به عنوان بخشی از زبان داستان کوتاه بررسی کرد. طبق این روش و از این منظر، در مقالۀ حاضر، مجموعه داستان یوزپلنگانی که با من دویده‌‌اند اثر بیژن نجدی بررسی شده است. معانی ثانوی اصلی یا درون‌مایۀ مشترک این داستان‌‌ها، عبارت است از تقابل هویّت و بی‌‌هویّتی در قالب تقابل سنّت و نوگرایی، که از راه شگردها و عناصر گوناگون داستان بیان می‌‌شود.

کلیدواژه‌ها