نمادپردازی و تصویرسازی با واژة کودک در ادبیات کلاسیک

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد

چکیده

شاعران در آثار تعلیمی و عرفانی، برای بیان آموزه­های مورد نظر خود، از صور هنری گوناگونی مانند تمثیل و نماد استفاده می­کنند. هدف از نگارش این مقاله نیز بررسی تصاویر هنری و  به­ویژه نمادهای ساخته شده با کودک و دوران کودکی در این آثار است. در اشعار عرفانی و تعلیمی، نه تنها اندیشه­هایی­ دربارة چگونگی تربیت کودکان وجود دارد، بلکه هر یک از مراحلی که کودک پشت سر می‌گذارد تا به بزرگ­سالی می­رسد، دست­مایة ساختن تصاویر گوناگون قرار گرفته است. کودک و دوران کودکی نمادی از افراد نادان و ناتوان، سالکان مبتدی، انسان­های دنیامدار، ظاهر بین، گرفتار هوا و هوس و مقلد است. در برخی مواقع به کودک و دوران کودکی، به­خصوص زمانی که رمز سالکان و عارفان قرار می­گیرد، نگاه مثبتی دیده می­شود؛ اما در بیشتر مواقع نگرش به آن­ها منفی است و صفت­هایی همچون نادان، ناقص، غافل، ترسو، گرفتار ظواهر و هوا و هوس و انجام­دهندة کار بیهوده به آن­ها نسبت داده می­شود.شعر،

کلیدواژه‌ها