نقدی بر تفکر انکار مَجاز در قرآن

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار زبان و ادبیات عرب دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه

چکیده

برای درک مفاهیم قرآن و رسیدن به مفهوم باطنی آیاتش، دو واژۀ «حقیقت» و «مَجاز» دست‌کم از قرن دوم هجری به عرصۀ ادبیات قرآنی وارد شده و در مقابل هم قرار گرفته‌اند. واژۀ مجاز را نخستین بار ارسطو تعریف کرد، ولی آن اصطلاح در جهان اسلام، از قرن سوم تا قرن پنجم، بر سه معنای اصطلاحی دلالت داشته‌است: ابتدا به معنای راه و روش بیان معنی آیات و رسیدن به مفهوم آن‌ها بوده، و بعد از آن معنی عام پیدا کرده که مشتمل بر راه‌های بیان سخن بوده‌است، و سرانجام به معنای رایج و اصطلاحی آن در علم بیان به کار رفت که در مقابل اصطلاح بلاغی حقیقت قرار دارد؛ یعنی «کلمه‌ای است که در غیر معنی موضوع‌له خود در اصطلاح تخاطب به کار رود، درحالی‌که با قرینه‌ای همراه است که مانع ارادۀ معنای اصلی آن می‌شود». از زمان بروز معنای سوم، بعضی، مجاز را به طور کلی و بعضی آن را درخصوص صفات خداوند و بعضی وجود آن را در کلام الهی منکرند. سلفی‌ها و ظاهرگرایان منکر وجود مجاز در قرآن‌اند؛ ابن‌تیمیه از بارزترین آن‌هاست و اعتقاد دارد بحث حقیقت و مجاز، باطل، و همۀ کلام خدا و رسول(ص) حقیقت است. در مقابل این تفکر، جمهور علمای لغت و علم بلاغت و اصول و تفسیر، با دلایل نقلی و عقلی بر این باورند که انکار مجاز در قرآن و زبان، از روی جهالت و لجاجت و یا مغرضانه بوده‌است و پایۀ علمی ندارد.

کلیدواژه‌ها