تحلیل شیوة پسامدرنی روایت زنان در مجموعه داستان «بماند...»

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان

چکیده

بهناز علی‌‌پور گسکری در مجموعه داستان بماند...
به‌گونه‌ای هدفمند و تعمدی، از امکانات پسامدرنی در عنوان و محتوا و شیوۀ روایت بهره
جسته‌است. مؤلفه‌‌های پسامدرنی نظیر ساختار بازگشتی، اتصال کوتاه، چهارچوب‌‌سازی و
چهارچوب‌‌شکنی، آشفتگی و عدم انسجام متن، تناقض و عدم قطعیت، در متن داستان‌‌ها به
کار رفته‌است، اما کاربرد «ساختار بازگشتی» بیشتر قابل توجه است. ساختار بازگشتی
با ایجاد چند سطح مختلف روایتی یا جهان داستانی، علاوه بر برجسته‌سازی محتوای
وجودشناختی این داستان‌‌ها، با برجسته‌سازی چهارچوب داستانی، ساختگی بودن آن‌ها را
نشان می‌‌دهد. نویسنده با استفاده از این جهان‌ها، مسائل زنان را بیان می‌کند.
نویسنده در دو داستان به شیوه‌‌ای کاملاً متفاوت عمل کرده‌است؛ در «بادهایی که از
هندوکُش می‌‌وزند» با تکنیک بیان خواب و خواب‌‌گویی، در کنار جهان شبه‌واقعی
داستان، جهانی خیالی خلق می‌کند. او در «زنی از جنس مس» حضور خود را در داستان
نشان می‌‌دهد و با اشارۀ مسقیم بر امر نوشتن، اقتدار خویش و ساختگی بودن داستان را
به نمایش می‌گذارد. استفادۀ نویسنده از امکانات پسامدرنی برای ارائۀ مسائل و
مشکلات زنان در جامعۀ امروزی، بیانگر آن است که پسامدرن در نظر نویسنده، ورای یک
روش یا مکتب فکری، در حکم ابزار روایتگری است.

کلیدواژه‌ها