Journal of Literary Criticism and Rhetoric
دوره و شماره: دوره 12، شماره 2 - شماره پیاپی 30، تابستان 1402، صفحه 1-130 
تعداد مقالات: 6

پژوهشی در عناصر و مؤلّفه‌های زبان ادبی آثار خواجه عبدالله انصاری

صفحه 1-21

https://doi.org/10.22059/jlcr.2023.357505.1928

حافظ حاتمی

چکیده زبان ادبی یا زبان شاعرانه و بلاغی اصطلاحی است که گاهی در برابر زبان معمول روز‌مره و خودکار قرار می‌گیرد و گاهی در مقابل زبان علمی به کار‌‌ می‌رود. زبان ادبی و شاعرانه؛ هرچند پدیده‌ای است درونِ نظام زبان، امّا تعریف، ویژگی‌ها، اجزا و کارکردهایی ‌خودْ‌ویژه و متفاوتی دارد. برجسته‌ترین ویژگی و عنصر زبانِ ادبی، واقعیت‌گریزی و بیان جهان‌های ممکن، ساختن و نشان‌دادن جهان‌های ناممکن، برخورداری از جوهرة تخیّل و خلّاقیّت، بهره‌مندی از عوامل زیبایی‌شناختی و هنجارگریزی تا دست‌یابی به انواع برجسته‌سازی و آشنایی‌زدایی است. هدف اصلی این پژوهش که به شیوة اسنادی ـ توصیفی و تا اندازه‌ای تجزیه و تحلیل ادبی صورت می‌گیرد، مطالعه و بررسی آثار و متون یکی از عرفای قرن پنجم هجری؛ یعنی خواجه عبدالله انصاری، از چشم‌انداز زبان ادب و کشف عناصر و مؤلّفه‌های زبان شاعرانه و بلاغی، پرداختن به مقوله‌های زبانی و زیبایی‌شناختی و سرانجام پیوستگی زبان ادبی با زبان عرفانی در آثار شیخ انصاری است. این پژوهش در پایان نیز به ‌این نتیجه می‌‌رسد که هرچند شیخ‌الاسلام انصاری، عارف بزرگی است و غرض اصلی از خلق آثار، بیشتر تعلیم و آموزش، وعظ و خطابه، شرح و بیان آیات و احادیث برای مریدان، شاگردان و مخاطبان بوده است و اغلب سخنانش در مراحل جذبه، استغراق و سُکر عرفانی جاری شده است، امّا از بهرة زیبایی‌شناختی آنها نیز غافل نبوده است و وجود همین عناصر و مؤلّفه‌های زبان ادبی و پیوستگی آن با زبان عرفانی خواجه، باعث تفاوت در سبک ادبی شخصی او هم شده است.

بررسی وابسته‌های عددی خاص در شعر خاقانی شروانی

صفحه 23-45

https://doi.org/10.22059/jlcr.2023.355253.1916

حیدرعلی دهمرده، سمیه تنهایی

چکیده خاقانی شروانی، سراینده نامدار و قصیده‌پرداز قرن ششم هجری، از بزرگ‌ترین شاعران زبان و ادب فارسی است. شاعری که پیچیدگی مضامین، زبان فاخر و فنون شاعری کم‌نظیرش، او را همواره خاص جلوه می‌دهد. استفاده از وابسته‌های عددی خاص در ساختار شعر خاقانی باعث تنوع لغات و اصطلاحات در زبان شده است و مهارت وی را در ساخت این ترکیبات نشان می‌دهد. شیوایی و دل‌نشینی گفتار هر شاعر هنرمند به مهارت در گزینش و چینش واژه‌ها و چگونگی ترکیب و آرایش آنها بستگی دارد. آرایه ادبی وابسته‌های عددی خاص، حاصل عناصر خیالی و انحراف از قاعده زبانی در شعر خاقانی است و عامل دیریابی مفهوم شعر وی می‌گردد؛ اما این دور از ذهن بودن، امری هنری است که سخن وی را زیبا جلوه می‌دهد. در زبان گفتاری، اعداد بر شمارش معدود خود دلالت دارد؛ به‌گونه‌ای که سراینده از هنجار عادی کلام خارج‌شده، معدودهایی را به کار می‌گیرد که یا قابل‌شمارش نیستند یا از امور انتزاعی‌اند. در این پژوهش به معرفی و بررسی ساختار تشکیل‌دهنده این صور خیالی در اشعار خاقانی پرداخته و سعی شده است تا وابسته‌ها به همراه اعداد و معدودشان محاسبه شود. در اینجا به این پرسش‌ها پاسخ داده می‌شود که در ترکیبات وابسته‌های خاص عددی، کدام ساختار دارای بسامد بیشتری است و کدام‌یک از این اعداد، بیشترین کاربرد را در شعر خاقانی دارد. نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که اعداد به‌کاررفته در اشعار، شامل یک، دو، سه، چهار، هفت، صد، هزار، صدهزار، یک‌دو، نیم، چندین و... است. وابسته عددی خاص «عدد + وابسته مادی + معدود مادی» بالاترین بسامد را به خود اختصاص داده و ترکیب «عدد + وابسته انتزاعی + معدود مادی» کمترین تعداد را دارد.

اصول سوررئالیسم در منظومۀ کفش‌های مکاشفه

صفحه 46-67

https://doi.org/10.22059/jlcr.2023.346939.1867

حمیرا زمرّدی، حمیده آزاد

چکیده سوررئالیسم را می‌توان مکتبی در بزرگداشت ضمیر پنهان شمرد. اگرچه روند جنبش‌های ادبی پیش از آن رهیافت‌هایی در ستایش ضمیر پنهان اتخاذ کرده بودند، امّا سوررئالیسم این روند ستایشگری را به پرستش‌گری رساند. تمامی مفاهیم مورد عنایت آ‌نها به‌جهت نسبت با ضمیر پنهان ارج و اعتبار یافته‌اند. واقعیّت برتر آفریدۀ ضمیر پنهان، نقطۀ علیا گذرنامۀ ورود به ضمیر پنهان، حیرت رم دهندۀ حائلان و مانعان ضمیر پنهان، تصادف عینی اثبات قدرت پیشگویانه و دست برتر ضمیر پنهان، لحظۀ سوررئال دروازۀ ورود به قلمرو ضمیر پنهان، عشق انگیزانندۀ ضمیر پنهان، رؤیا سرچشمۀ ناب ضمیر پنهان، خیال و وهم بازوان توانای مبارزه با دشمنان ضمیر پنهان، طنز درمانگر ضمیر پنهان، نگارش خودکار راه‌گشای ورود به ضمیر پنهان، دیوانگی فریاد ضمیر پنهان، شئ سوررئال تجسم تظاهراتی از ضمیر پنهان و تصویرگری سوررئالیستی ارمغانی از ضمیر پنهان به اسیران دنیای واقع است. سوررئالیسم با دست زدن به یک سلسله تجربه‌گری جسورانه کشف شخصی دستیابی به اصولی که از آنها با عنوان اصول سوررئالیسم یاد می‌شود، رقم زد. ارجمندی این مفاهیم حصر در اقلیم و زمانه‌ای خاص را برنمی‌تابد و پیش و پس از سوررئالیسم در اقصی نقاط جهان هنرورزان متعدّدی این کشف شخصی را رقم زده‌اند. هدف از این پژوهش بررسی چگونگی پرداخت احمد عزیزی به این اصول مشترک همه‌زمانی- همه‌مکانی و واکای وجوه اشتراک و افتراق نگاه شاعر ایرانی و مکتب فرانسوی است. هم‌داستانی‌ها و ناهم‌داستانی‌های این دو دیدگاه ما را برآن می‌دارد که احمد عزیزی هنرورزی است که به شیوۀ  منحصربه‌فرد خود به این اصول مشترک پرداخته که از این شیوۀ منحصربه‌فرد رایحۀ دلنواز ایرانی-اسلامی به مشام می‌رسد.

جستاری در تخلّص‌های غریب و طنزآمیز در شعر فارسی

صفحه 69-90

https://doi.org/10.22059/jlcr.2023.354242.1907

محمود فضیلت، حمیدرضا فهندژسعدی

چکیده از موضوعات بایستۀ بررسی و پژوهش در تاریخ شعر فارسی، تخلص و تخلص‌گزینی است. بر اساس اسناد باقیمانده در دیوان شاعران و کتب تذکره، هرچه از قرون چهارم و پنجم هجری به‌سوی قرون متأخر می‌آییم، ضرورت داشتن تخلص در میان سخن‌سرایان بیشتر به چشم می‌آید؛ با ذکر این مطلب و عارضۀ ادبی، هرچه به دوران معاصر نزدیک می‌شویم، تکرار تخلص‌ها و هم‌چنین کارکرد القابی با بار معنایی نه‌چندان مطلوب، رو به افزونی می‌گذارد. در این مقاله، با هدف آگاهی جزئی‌تر با زمینه‌های اجتماعی شعر فارسی، به‌طور ویژه به معرفی و بررسی تخلص‌های طنزآمیز، کمیاب و گاه خودکم‌بینانه پرداخته شده است: ابتدا مقدمه‌ای در تعریف، پیشینۀ تخلص، چگونگی و معیارهای انتخاب آن آمده است. سپس نکته‌ها، توضیحات و تذکراتی دربارۀ تخلص‌های غریب و طنزآمیز ارائه شده و در ادامۀ آن، به معرفی 38 مورد از چنین تخلص‌هایی پرداخته شده است. این القاب شاعرانه را اغلب از اسامی حیوانات، عیوب نفسانی، نقص‌های جسمانی و نام برخی خوراکی‌ها برگرفته‌اند. محدودۀ تاریخی این‌گونه تخلص‌ها از قرن نهم تا چهاردهم هجری است و از لحاظ جغرافیایی، شهر اصفهان بیشترین سهم را دارد. بیشتر این شاعران، کم‌ نام و نشان‌ هستند و بررسی زندگی‌نامۀ مختصرشان در تذکرها نشان می‌دهد که گاه، خودخواسته، تخلص‌های عجیب را بر خود می‌نهاده‌اند و در پاره‌ای موارد، اطرافیان شاعر یا جامعۀ ادبی، چنین تخلص‌هایی را برچسب‌گونه بر شاعر می‌زدند. ذهن و زبان بسیاری از این شاعران، به طنز و هجو و هزل مایل بوده است و در نمونه‌های بسیار اندکی که از سروده‌های آنان باقی‌مانده‌، به تخلص‌های عجیب و غریب خود اشاره کرده‌اند.

تحلیل داستان «شیر و گاو» و بازجست کار دمنه بر پایۀ نظریۀ دریافت

صفحه 91-110

https://doi.org/10.22059/jlcr.2023.350905.1899

کامران قنبری، قهرمان شیری

چکیده کتاب کلیله و دمنه سیاست­نامه­ای در پوشش حکایت­های تمثیلی و اخلاقی است. نویسنده با استفاده از این پوشش و ترفند، مخاطب را از ادراکِ روشنِ موضوع اصلی کتاب؛ یعنی سیاست، باز­می­دارد. داستان «شیر و گاو» از برجسته‌ترین داستان­های این کتاب و صحنۀ جنگ قدرت میان شیر (حاکم) و شغالی به اسم دمنه است. روایت رسمی این داستان با تکیه بر اصالت نظر نویسندگان و جانب­داری ضمنی از حاکم سعی دارد که دمنه را در جریان مرگ شنزبه گناه­کار جلوه­ دهد و دلیل محاکمه و مرگ او را صرفاً توطئه برای قتل شنزبه بداند. با بهره­گیری از اصول مکتب «کنستانس» می­توان به نشانه­‌هایی در داستان دست یافت که دلیل اصلی طراحی این ماجرا، مخالفت‌های دمنه با حاکمیّت بوده است. مکتب مذکور که ارتباط عمیقی با مطالعات ادبی دارد، به‌وسیلۀ «آیزر و یائوس» بنیان‌گذاری شده است. این دو استاد با بی­­اساس دانستن معنی ثابت و ذاتی متون ادبی، معتقد بودند که می‌توان با خوانش، معنا را کشف کرد و خواننده را به نقش­آفرینی در تولید معنا کشاند. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی و استفاده از منابع کتاب­خانه­ای سعی دارد با مبنا قرار دادنِ اصالت درک خواننده، به تحلیل داستان شیر ­و ­گاو و بازجست کار دمنه بپردازد و برداشت جدیدی از داستان ارائه کند که در صورت توفیق، می­تواند الگویی برای  تفسیر متون مشابه باشد.

بررسی و مقایسۀ نوع ادبی در سه اثر منثور فارسی (حسین کرد شبستری، داراب‌نامه و چهارمقاله)

صفحه 111-130

https://doi.org/10.22059/jlcr.2023.350310.1890

یدالله نصراللهی، عاطفه ابراهیمی

چکیده ادبیات در مقام علم، در هر جامعه‌ا‌ی همواره در حال گسترش بوده است؛ آثار جدید دائماً خلق و صورت‌های زبانی نو همواره به آن افزوده می‌شوند. در این میان، لزوم یک طبقه‌بندی منسجم در ادبیات تمام جوامع احساس شده است تا کار مطالعه و تحقیق در این زمینه، آسان‌تر شود و در امر تحقیق، با توجه به شاخه‌های متعدد ادبیات و علوم و فنون ادبی، سردرگمی ایجاد نشود. تلقی علمی و تخصصی از هر دانشی، ما را ملزم به دسته‌بندی انواع مختلف در آن دانش می‌کند. علم ادبیات نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ نوع ادبی یا ژانر در مقام ابزاری علمی است که آثار ادبی را از جهت موضوع و مضمون طبقه‌بندی می‌کند؛ ارسطو و هوراس، نخستین بنیان‌گذاران تقسیم‌بندی انواع ادبی در جهان بوده‌اند. امروزه با توجه به تفاوت‌های فرهنگی و دگرگونی‌هایی که در حوزه ادبیات رخ داده است، بحث انواع ادبی با تقسیم‌بندی ارسطو، تفاوت‌هایی دارد. در این پژوهش، سعی بر نیل به این هدف است که نوع ادبی و طبقه‌بندی‌های آن را در سه اثر نثر فارسی بررسی کنیم و به این پرسش پاسخ دهیم که نوع ادبی حسین کرد شبستری، داراب‌نامة بیغمی و چهارمقالة نظامی عروضی چیست. پس از برشمردن ویژگی‌های انواع ادبی و تحلیل آن بر روی آثار فوق مشخص شد که قصه‌های حسین کرد در نوع ادبی و ژانر حماسی، داراب‌نامه در نوع غنایی و چهارمقاله برخوردار از نوع ادبی تعلیمی است. روش تحقیق این نوشته، مقایسه‌ای تطبیقی و تحلیلی بوده است که به شیوة اسنادی، فیش‌برداری و کتابخانه‌ای مطالب خود را گرد آورده است.