Journal of Literary Criticism and Rhetoric
دوره و شماره: دوره 2، شماره 1 - شماره پیاپی 3، تابستان 1392، صفحه 1-148 
تعداد مقالات: 7

بررسی کانون روایت در اسرارالتوحید

صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jlcr.2013.35926

فاطمه مدرسی، اسماعیل شفق، امید یاسینی

چکیده کانون روایت، منظری است که نویسنده یا راوی برای نگریستن به داستان خود انتخاب  می­کند. تحلیل و بررسی کانون روایت و شگردهای روایی در کشف ساختار منسجم و دقیقی از روایت در آثار داستانی حائز اهمیت شایانی است. یکی از شگردهای روایی که از رهگذر آن می‌توان به میزان توانایی یک داستان پرداز در شکل دهی به ساختار روایی اثرش پی برد، نظریۀ کانون روایت ژرار ژنت است. او برای بررسی کانون روایت دو مقولۀ وجه و لحن را معرفی می‌کند. در این پژوهش با بهره‌گیری از روش توصیفی تحلیلی، شگردهای روایی در حکایت­های اسرارالتوحید بر اساس نظریۀ کانون روایت ژنت مورد بررسی قرار می­گیرد. هدف از این پژوهش شناسایی میزان موفقیّت محمدبن منور در بهره‌گیری از کانون روایی برای انتقال اندیشه‌های عرفانی، جذابیت و واقع نمایی حکایت برای مخاطب و نمایان ساختن عظمت و کرامت‌های جد خود ابوسعید ابوالخیر در اسرارالتوحید است.

بررسی موسیقی کلام در مقامات حمیدی با تکیه بر کارکرد آرایة جناس

صفحه 21-36

https://doi.org/10.22059/jlcr.2013.35927

حسین فقیهی، لیلا آقایانی چاوشی

چکیده مقامات حمیدی، اثر حمیدالدین ابوبکر عمربن محمودی بلخی (فو.559)، نخستین مقامه‌ای است که در زبان فارسی به رشته تحریر درآمده و ـ هر چند به شیوه مقامات بدیع‌الزمان همدانی و مقامات حریری، ره سپرده است ـ از این منظر که نخستین مقامه به زبان فارسی می‌باشد، حائز اهمیت است. از ویژگی‌های مهم مقامه، آهنگینی سخن و عبارت‌های موزون است. از آنجا که جناس از صنایع محوری در ایجاد موسیقی کلام در این نوع نوشتار ـ و از جمله مقامات حمیدی ـ است، این مقاله عهده‌دار بررسی کارکرد این آرایه در جایگاه یکی از اصلی‌ترین صنایع ادبی به‌کارگرفته شده در این اثر است. در این راستا پس از بیان مقدمه‌ای در باب مقامه‌نویسی و در پی آن اشاره‌ای به ویژ‌گی‌های مقامات حمیدی، به تقریر و تعریف صنعت جناس و انواع گوناگون آن و بهره‌گیری قاضی حمید‌الدین از این شگرد ادبی در پردازش این اثر آهنگین، می‌پردازیم.

بررسی و مقایسة ایهام و گونه‌های آن در اشعار خاقانی و حافظ

صفحه 37-56

https://doi.org/10.22059/jlcr.2013.35932

احمد غنی‌پور ملکشاه، سیّده سودابه رضازاده بایی

چکیده در تحلیل شعر هر شاعری، ساخت‌های گوناگونی را می‌توان اختیار کرد و دورنمایه‌ها و عناصر محتوایی و معنایی شعر را توصیف کرد و این که تا چه میزان بکر و ناب هستند و تأثیر این اندیشه‌ها و تفکّرات بر تفکّر شاعران آینده چگونه خواهد بود. خاقانی و حافظ، شاعرانی هستند که با قدرت هنرآفرینی و خلاقیّت زبانی بی‌نظیرشان در خلق صنایع بدیعی به ویژه ایهام توانستند سبک و شیوة خاص خود را به وجود آورند که شعرشان را از اشعار شاعران دیگر متمایز می‌کند و این، راز ماندگاری این دو شاعر در شعر و ادبیّات پارسی است. این مقاله به بررسی ایهام و گونه‌های آن در دیوان دو شاعر می‌پردازد

بررسی ویژگی‌های سبکی اوزان غزل‌های بیدل دهلوی

صفحه 57-76

https://doi.org/10.22059/jlcr.2013.35933

مهدی کمالی

چکیده اشعار بیدل دهلوی با صفت «غرابت» توصیف می­شود، اما غزل‌های او، از نظر وزن، تا حد زیادی «معمولی» است، زیرا اوزان پربسامد آن مجموعه، که چهارپنجم غزل‌ها در آنها سروده شده، مطابق سنت شاعری آن دوره است؛ با این حال در اوزان کم­بسامدتر غزل‌های او، وزن­های نادر یا بی­سابقه­ای وجود دارد که او را از دیگر غزل­سرایان متمایز می­کند. بهره­گیری بیدل را از این وزن‌ها، می­توان با توجه به فرهنگ محیط زندگی او تحلیل کرد. عناصر فرهنگی مؤثر بر وزن شعر، عمدتاً زبان و موسیقی است که خصوصیات آوایی‌شان در کیفیت اوزان رایج در آن فرهنگ نقش تعیین­کننده دارد و این خصوصیات، در نظام اوزان شعری (عروض) آن زبان نیز بازتاب می­یابد. اوزان خاص غزل‌های بیدل ویژگی‌های آوایی مشخصی دارد، شامل بلند بودن، دوپاره بودن و کثرت نسبی هجای کوتاه در برابر هجای بلند. این ویژگی‌ها با خصوصیات آوایی زبان و موسیقی هندی کاملاً سازگار است و بیشتر وزن‌های خاص او نیز که در شعر فارسی   بی­سابقه یا نادر است، در عروض هندی رواج دارد. از نظر نقد زیبایی­شناختی نیز استفادۀ بیدل از این وزن‌های نادر، به سبب نوآوری و گسترش امکانات شعری زبان فارسی، برجسته­کردن نقش وزن و رعایت تناسب وزن با محتوای غریب و نامأنوس اشعار، ارزشمند است.

تحلیل بلاغی اشعار عربی سعدی با نگاه به «تشبیه‌»

صفحه 77-96

https://doi.org/10.22059/jlcr.2013.35934

مصطفی کمالجو، الهام زارع

چکیده سعدی ‌شیرازی از بزرگ‌ترین شاعران فارسی‌زبان است که بر زبان عربی هم مسلّط بوده است. با وجود تسلّط سعدی بر زبان عربی، اشعار عربی، بخش کوچکی از اشعار او را به خود اختصاص داده است. ولی همین‌ اشعار کم‌، نشان‌دهندۀ جایگاه رفیع سعدی در میان شاعران ایرانی عربی‌سرا است. در این مقاله تشبیه که از موضوع­های محوری حوزۀ علوم بلاغی محسوب می‌شود در اشعار عربی سعدی بررسی و تحلیل می‌شود و نشان داده می‌شود که شیوه کاربرد تشبیه چه از جهت شکل و چه از نظر محتوا، نشان دهندۀ زبان خاصّ این شاعر می‌باشد. تشبیه در اشعار سعدی، علاوه بر کیفیت خاصّ، فراوان یافت می‌شود. نویسنده انواع تشبیهات به‌کار رفته در ابیات عربی را بررسی کرده تا بخشی از زیبایی‍‍‍های شعر این شاعر بیش از پیش آشکار شود. سعدی در اشعار عربی خود انواع تشبیه؛ مفصل، مجمل، مؤکد، مجمل بلیغ و... را به‌کار برده است. نوع و میزان تشبیهاتی که وی به‌کار برده نشان‌دهنده آن است که وی بیش از آن‌که به‌دنبال نشان دادن توانایی خود در به‌کارگیری صنایع ادبی باشد در پی ابلاغ معنا بوده است.

نیمۀ غایب» و بازنمایی جدال سنت و تجدد در ایران دهۀ شصت تحلیل گفتمان رمانی از حسین سناپور

صفحه 97-116

https://doi.org/10.22059/jlcr.2013.35936

نجمه حسینی سروری

چکیده نوشتۀ حاضر به تحلیل گفتمان رمان «نیمۀ غایب» نوشتۀ حسین سناپور می‌پردازد و با تکیه بر رویکرد پساساختگرای تحلیل گفتمان لاکلو و موف، نشان‌ می‌دهد که سناپور در این رمان جدال سنت و تجدد را در جامعۀ شهری دهۀ شصت ایران بازنمایی کرده و از میان چشم‌انداز‌های مختلفی که می‌توان در این­ باره اتخاذ کرد، مسئلۀ هویت و بازیابی آن را انتخاب کرده است. این بررسی نشان می‌دهد که متن سناپور، تمام تعارض‌های گفتمان‌های متفاوت سنتی را نادیده می‌گیرد و همۀ آنها را تحت عنوان سنت، به شکلی مفصل‌بندی می‌کند که در تضاد با گفتمان تجدد قرار می‌گیرد و گفتمان‌های سنت و تجدد را در آنچه در معنابخشیدن به هویت سوژه محل نزاع است، به شکلی متضاد و به نحوی بازنمایی می‌کند که گفتمان سنت بر مبنای تفاوت‌های جنسیتی و برتری و سلطۀ مرد و گفتمان تجدد بر مبنای برابری جنسیتی و در ابعادی کاملاً یکسان، حول گره‌گاه اصلی مرد/ زن بازنمایی می‌شود. همچنین در متن سناپور، گرایش نسل جوان به گفتمان تجدد و در نهایت توفیق این نسل در سامان‌دهی هویت خود بر اساس ابعاد این گفتمان، به معنای عقب‌نشینی گفتمان هژمونیک سنت در برابر تجدد است

هاله‌های موسیقیایی در معنای دو واژه در شعر حافظ

صفحه 117-125

https://doi.org/10.22059/jlcr.2013.35937

جمیله اخیانی، اصغر بیرانوند

چکیده آشنایی حافظ با موسیقی و همچنین آوازخوانی او از موضوعاتی است که حافظ‌پژوهان بر آن اتفاق­نظر دارند. دربارة اصطلاحات موسیقیایی به­کاررفته در اشعار او نیز بسیار سخن گفته شده است؛ اما واژه‌هایی را نیز می‌توان یافت که در عین­حال که معنی لغوی آنها در شعر حافظ مورد نظر است، هاله‌ای از معنای موسیقیایی هم آنها را احاطه کرده است؛ به گونه‌ای که بدون توجه به این هاله‌ها‌ی موسیقیایی، ظرایف هنری شعر حافظ به ‌کمال درک نمی‌شود. مقالة حاضر می‌کوشد این هاله‌ها‌ی موسیقیایی را دربارة دو واژة «حزین» و «کار» که به­دلیل معنای متداول غیر موسیقیایی‌شان مورد غفلت واقع شده‌اند، بررسی کند و تناسب‌ها و زیبایی‌های بلاغی ایجاد شده به‌وسیلة این واژه‌ها را در شعر حافظ آشکار سازد