Journal of Literary Criticism and Rhetoric
دوره و شماره: دوره 11، شماره 4 - شماره پیاپی 28، زمستان 1401، صفحه 1-131 
تعداد مقالات: 6

بررسی انسجام و پیوستگی در سه غزل حافظ

صفحه 1-19

https://doi.org/10.22059/jlcr.2022.343655.1852

حمید خانیان

چکیده ساختار خاص و محتوای ممتاز غزل خواجۀ شیراز از دیر باز به توهم گسستگیش دامن زده و کسانی را برآن داشته تا منکر همبستگی محور عمودی غزلش شوند، از جانب دیگر انسجام و پیوستگی متنی بیشتر ناظر بر حوزۀ روابط معنایی مابین واحدهای متن است و همین روابط است که به کلام، پیوستگی و انسجام می­دهد و ارتباط متن با جمله یا عبارت به خاطر اندازه و ظاهر آن نیست،بلکه به‌خاطر تحقق آن در جمله است؛ بنابراین در این مقاله که به­ شیوۀ مطالعۀ کتاب­خانه­ای و از نوع توصیفی است، غزلی از حافظ، طبق نظریۀ انسجام و پیوستگی متنی هالیدی -حسن و کلان استعارۀ کووچش به عنوان پایۀ تحقیق و دو غزل دیگر برای شاهد مثال تحلیل­شده­ است و خدشۀ گسستگی محک زده. نتایج پژوهش بیانگر آن است که از سه دسته کلی عوامل انسجام متنی مورد نظر هالیدی و حسن، بسامد عامل دستوری در رتبۀ اول، عامل واژگانی در رتبۀ دوم و عامل پیوندی در رتبۀ سوم است؛ عوامل پیوندی انسجام محور عرضی را بر عهده دارند، درحالی­که عوامل واژگانی و دستوری مؤلفه­هایی هستند که علاوه بر این­که عهده­دار عمل انسجام و پیوستگی عمودی هستند، در انسجام و پیوستگی عرضی هم مؤثرند و طبق نظریۀ کووچش تمام ابیات هر یک از این غزل­ها در زیر سایۀ یک کلان‌استعارۀ مفهومی قرار گرفته­اند و در هر غزل چند استعارۀ مفهومی خُرد به هم آمیخته­ و  پیوستگی غزل را رقم زده­؛ پس این غزل­ها چون­که تمام مؤلفه­هایی را که طبق نظریات مذکور برای اثبات انسجام و پیوستگی متنی یک اثر لازم است در بسامد بالایی دارند،هم از انسجام طولی و هم عرضی برخودارند و می­توان گفت نظریه هالیدی - حسن و کووچش برای تشخیص انسجام و پیوستگی متنی غزل فارسی کاربرد دارد و الگویی که در این پژوهش برای واکاوی از آن استفاده­­شده، می­تواند برای نقد و بررسی بلاغی سایر متون به­خصوص غزل به­کار رود.

بررسی و تحلیل خودشکوفایی در مصیبت‌نامۀ عطار و تبیین آن با نظریّۀ آبراهام مزلو

صفحه 21-44

https://doi.org/10.22059/jlcr.2022.342522.1844

علی غلامی، علی محمدی

چکیده روند شناخت «خویشتنِ خویش» و رسیدن به کمال و خودشکوفایی، گسترۀ عظیمی از ادبیات به‌ویژه، ادبیات عرفانی ما را به خود اختصاص داده است. عطار به‌عنوان یکی از شاعران عارف، در بیشتر آثار و اندیشه‌های خویش، به شناخت خویشتن و جایگاه والای خودشناسی پرداخته و مراحل رسیدن به کمال و خودشکوفایی و موانع آن را از منظر عرفانی برشمرده است. در میان آثار او، مصیبت‌نامه یکی از درخشان‌ترین و اصلی‌ترین متن‌های کلاسیک ادب عرفانی است که درون‌مایۀ آن «خودشناسی» و «دیدار با خویشتن» است که با سیر در عوالم آفاقی و انفسی، انسان را به کمال و خودشکوفایی فرامی‌خواند و این همان موضوعی است که به‌ اساس مطالعات مکتب انسان‌گرایی در دانش روان‌شناسی مربوط است. آبراهام مزلو به‌عنوان چهرۀ اصلی مکتب روان‌شناسی انسان‌گرا، با تأکید بر جنبه‌های مثبت گرایش‌های انسانی و ارائۀ نظریّۀ خودشکوفایی، از منظر علمی و تجربی به بحث در مورد ویژگی‌های انسان سالم و خودشکوفا پرداخته است. در این جستار که با تکیه بر منابع کتاب‌خانه‌ای و به روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته؛ همۀ مصیبت‌نامۀ عطار بر اساس نظریّۀ خودشکوفایی مزلو بررسی شده است و برجسته‌ترین ویژگی‌های افراد خودشکوفای مزلو که با شاخصه‌های انسان کامل عطار انطباق دارد، تحلیل و تبیین شده است. در نتیجه، می‌توان دریافت که محور اصلی مصیبت‌نامۀ عطار، حرکت و پویایی و دست‌یابی به شناخت خویش است و سالک فکرت با لوح و ضمیری صاف و خالص برای رشد، پویایی و شکوفایی می‌کوشد که این امر با شاخصه‌های انسان خودشکوفای مزلو قابل انطباق و تبیین است.

فرضیه‌ای تازه دربارۀ مهم‎ترین عوامل تأثیرگذار بر متون ادبی (ویژگی‎های شاهکارها)

صفحه 45-62

https://doi.org/10.22059/jlcr.2022.344708.1858

امید مجد

چکیده یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین مباحث پایه‌ای در زبان و ادبیات فارسی، تعریف اثر ادبی و ارائۀ شاخص‌های علمی و منطقی برای تشخیص آثار ادبی قوی و ضعیف از هم می‌باشد. شاعران و نویسندگان طراز اول ادبیات فارسی با توجه به در نظر گرفتن اثربخشی کلام بر مخاطب و انتقال معنا در قالب شگردهای هنری به خلق اثر ادبی پرداخته‌اند. در این جستار هدف اصلی نگارنده آن است تا با استفاده از آنچه در تاریخ هزار و دویست ‌سالۀ ادبیات فارسی رخ داده است و با ارائۀ شواهدی به‌صورت گزینشی از شاعران و نویسندگان طراز اول زبان و ادبیات فارسی، معیارهایی را که وجود آن‌ها در متون ادبی این نام‌آوران سبب استواری کلام و ماندگاری آن‌ها در طول زمان شده است، مورد مداقه و واکاوی قرار دهد. از نظر نویسندۀ این سطور، مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر متون ادبی از طرحوارۀ زیر پیروی می‌‌‌کنند و هشت رکن دارند: 1- زبان؛ 2- قدرت اقناعی داشتن؛ 3- انواع نوآوری در متن؛ 4- استفاده‎های پنهان از ظرایف ادبی و مؤلفه‎های بلاغی؛ 5- صداقت متن؛ 6- همراهی محتوا با شرایط زمانۀ شاعر یا نویسنده؛ 7- موسیقی؛ 8- سخن گفتن از مسائل جاودانه. این هشت رکن در مقدمۀ همین مقاله با جرئیات بیشتر و دسته‌بندی دقیق‌تر توضیح داده شده‌اند. توضیح ضروری اینکه، این طرحواره بر مبنای درک و دریافت‌های نویسنده شکل گرفته و درواقع، خود الگویی تازه در شناخت ویژگی‎های شاهکارهای ادبی است.

زیبایی‌شناسی رباعی‌های بیژن ارژن از منظر نقد فرمالیستی

صفحه 63-84

https://doi.org/10.22059/jlcr.2022.332318.1757

حسنا محمدزاده، حسین قربانپور آرانی

چکیده مکتب صورت‌گرایی از مکاتب نقدی است که بدون توجه به عوامل مختلف تأثیرگذار در متن ادبی مانند پدیده‌های سیاسی و اجتماعی به نقد شکل بیرونی اثر ادبی می‌پردازد. از آنجا که رباعی یکی از قالب‌هایی است که در راستای تحولات قرن اخیر، تحت تأثیر سنت‌شکنی‌های متعدد قرار گرفته ‌است، می‌توان در نقد زیبایی‌شناسی این نوع شعر از نظریۀ مکتب صورت‌گرایی استفاده کرد. بیژن ار‌ژن یکی از رباعی‌سرایان نو‌گراست که توانسته در کنار پابندی به سنت، عناصر و تکنیک‌های نوین شکلی را به کار ببندد. جستار حاضر می‌کوشد با روش توصیفی ـ تحلیلی و با استناد به نظریۀ مکتب صورت‌گرایی به نقد زیبایی‌شناسانۀ رباعی‌های منتشر‌شدۀ ارژن بپردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که استفاده از عناصر شکلی مثل هنجارگریزی، قاعده‌افزایی در کاربرد موسیقی و عنصر مسلط بیشترین نقش را در تأثیرگذاری و زیبایی کلام وی داشته ‌است. هنجارگریزی در دو حوزۀ واژگانی و نوشتاری در کنار برجسته‌سازی صورت، باعث انتقال بهتر معنا شده ‌است. قاعده‌افزایی در موسیقی با کمک توازن آوایی بین صامت‌ها و مصوت‌ها، کاربرد جناس، توازن واژگانی از طریق تکرارهای همگون کامل و ناقص در سطح کلمه و جمله، صورت گرفته و علاوه بر غنای موسیقایی، در القاء مفاهیم و حس‌های خاص به مخاطب کمک کرده ‌است. در حوزۀ  موسیقی کناری، کاربرد قافیه‌های صوتی، تصویری و دستوری به همراه کاربرد ردیف‌های خاص، قابل توجه است. از میان عناصر تکنیکی و فرمال، عنصری که می‌تواند دیگر عناصر را تحت سیطرۀ خود بگیرد عنصر مسلط است؛ عنصر مسلط با توجه به استفادۀ حداکثری در رباعی‌های بیژن ارژن، تصویر است. بررسی زیبایی‌شناسانۀ رباعی‌های ارژن از منظر نقد فرمالیستی، نشان می‌دهد که صورت رباعی‌های او تا چه اندازه در اثرگذاری حسی و معنایی آن نقش دارد..

مفهوم‌سازی استعاری خود‌ستایی‌های خاقانی بر اساس نظریۀ استعارۀ مفهومی

صفحه 85-107

https://doi.org/10.22059/jlcr.2022.347517.1873

مریم منوچهری، اسماعیل شفق

چکیده خاقانی شاعری است خود­ستا؛ به‌طوری‌که کمتر شعری را می‌توان یافت که او سخن از برتری خود نگفته باشد. یکی از دلایل خودستایی‌های خاقانی را عقدۀ حقارت بیان کرده‌اند. در روزگاران گذشته، سطح اجتماعی و اقتصادی خانواده در تعیین جایگاه افراد در جامعه، مؤثر بوده است. از آن­جا که خاقانی خانواده‌ای ثروتمند نداشته مورد بی‌توجهی واقع می‌شده است؛ بنابراین یکی از دلایل خودشیفتگی او، عقده حقارت است. دلیل دیگر، وجود رقیبانی است که از شاعر بدگویی می­کرده­اند در نتیجه شاعر مجبور به بیان شایستگی­های خود بوده است. نظریۀ استعارۀ مفهومی که با آراء لیکاف و جانسون آغاز شد، ثابت کرد که استعاره در تفکر نیز نمود می­یابد. نظام مفهومی که بر اساس آن می­اندیشیم و عمل می‌کنیم ماهیتی استعاری دارد. محیط زندگی، حوادث زندگی، تجربه، فرهنگ و غیره بر افکار و احساسات انسان تأثیر گذاشته در کلام او منعکس می­شود؛ بنابراین با مطالعه آثار یک شاعر یا نویسنده می­توان به اندیشه‌های آن شاعر یا نویسنده دست یافت. در این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام شده است، ضمن معرفی نظریۀ استعارۀ مفهومی، نگاشت‌های استعاری مربوط به خودستایی استخراج شده است. شاعر برای عینی کردن مفاهیم مربوط به خودستایی از مفاهیم حوزه­های زیر به ترتیب بسامد بهره گرفته است: مفاهیم حوزۀ خانواده و نظام اجتماعی (31 مورد)، پادشاهی (۱9 مورد)، طبیعت (۱6 مورد)، حوزۀ دین (15 مورد)، حوزۀ نجوم (4 مورد)، حوزۀ پزشکی (4 مورد)، حوزۀ پیشه­وری (4 مورد)  و ... .

واکاوی مؤلفه‌های نظریۀ معنادرمانی ویکتور فرانکل در اشعار فروغ فرخزاد

صفحه 109-129

https://doi.org/10.22059/jlcr.2023.339552.1817

مطهره آزادی‌خواه، مریم امیرارجمند، ماندانا هاشمی

چکیده هدف و معنای زندگی، در حال حاضر یکی از مهم‌ترین سؤالات انسان است. ویکتور فرانکل نظریه‌پردازی است که در شیوۀ روان‏درمانی خود، یعنی معنادرمانی، از رهگذر تجربیات سختی که داشته به این پرسش پاسخ گفته است. هدف معنادرمانی کشف و دریافت معنا از رهگذر سه مؤلفه می­باشد: ارزش­های تجربی، ارزش‌های خلاق و ارزش نگرشی. هدف از پژوهش حاضر بررسی مؤلفه‌های معنادرمانی در شعر فروغ فرخزاد است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است. جامعۀ آماری در این تحقیق مجموعه آثار شاعر به‌طور کامل است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که «عشق» از اساسی‌ترین مفاهیم در شعر فروغ، از مؤلفۀ ارزش تجربی است و بستر بسیار مهم مکتب معنادرمانی‌ در معنابخشی‌ به زندگی‌ انسان است. شاعر و فرانکل هر دو بر این باورند که در پرتو عشق، زندگی‌ انسان معنا می‌‌یابد و خودشناسی‌ رقم می‌‌خورد و استعدادهای‌ انسان شکوفا می‌شود و جنبۀ شهودی‌ آن، تقابل با عقل را سبب می‌شود. شاعر در اشعار خود نه‌تنها درک بشر را در دریافت اسرار هستی‌ و خودشناسی‌ ناتوان می‌‌یابد بلکه بر این باور است که انسان باید این ناتوانی‌ را در نظر بگیرد و به همین سبب ضمن اشاره به ناتوانی‌ انسان در درک خود و هستی‌ با فراخواندن به شادی‌ و رضایتمندی‌، زندگی‌ را معنا می‌بخشد. شاعر به زمان و گذرایی‌ آن و زندگی‌ انسان در بستر آن توجه خاص دارد و ضمن پذیرش غم و رنج در ظرف زمان، انسان را همواره به بهره‌یابی‌ از فرصت‌ها و عمر فراخوانده‌اند. این رویکرد در اندیشه فرانکل نیز نمود آشکار دارد. معنادرمانی‌ با در نظر گرفتن گذرایی‌ هستی‌ به جای‌ بدبینی‌ و انزوا، انسان را به کوشش فرا می‌‌خواند.