Journal of Literary Criticism and Rhetoric
دوره و شماره: دوره 7، شماره 1 - شماره پیاپی 13، تیر 1397، صفحه 1-264 
تعداد مقالات: 13

تحلیل فرازبانی گلستان سعدی

صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jlcr.2018.66399

محسن اکبری زاده (بتلاب اکبرآبادی)

چکیده هر گونه تغییر در زبان به عنوان یکی از کانون‌های معناساز در متن، منجر به خلق سبک و معنایی جدید خواهد شد. یکی از شگردهای فُرمی و معنایی زبان، کارکرد فرازبانی آن است. در فرازبان، توجه متن به خود زبان معطوف، و در نتیجه، بر عینیت و مادیت زبان تأکید می‌شود و در ساحت معنایی متن نیز تغییراتی رخ می‌دهد. فرازبان در متون تعلیمی که قصد القای معنی خاصی را دارند، از اهمیتی مضاعف برخوردار است. بر اساس این تمهید زبانی، در این پژوهش تلاش شده تا با روشی توصیفی‌ـ تحلیلی و با تکیه بر رویکرد فرمالیستی، ظرفیت‌ها، مصداق‌ها و کارکردهای فرمی و معنایی فرازبان در گلستان سعدی بررسی شود. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که جانشین‌سازهای هم‌معنای واژگانی و جمله‌ای، ترکیب نظم و نثر، گفتگو و تمثیل و... از مهم‌ترین مصداق‌های فرازبانی در گلستان، و کارکردهای زیباشناختی، بینامتنیتی، اقتدار و تک‌صدایی، انسجام و تحکیم معنی، از مهم‌ترین برآیندهای این شگرد است.

دوگانۀ جاذبیّت و مانعیّت در شعر میراث از اخوان ثالث

صفحه 21-39

https://doi.org/10.22059/jlcr.2018.66400

نجم الدّین جبّاری

چکیده شعر میراث، در آخر شاهنامه، از زمان چاپش در 1338 تاکنون با اقبال فراوانی روبه‌رو بوده که بازنشر آن در کتاب‌ها و تارنماهای مختلف نشانۀ این اقبال تواند بود؛ امّا تفسیرهای نوشته شده بر آن، اشارات بسیار اندک و اغلب اشتباهی است که دربارۀ بندهای آشنا در نیمۀ نخست شعر نوشته شده و سایر بندها در نیمۀ دوم فروگذاشته شده که نشان از دیریابی و ابهام‌ بخش‌هایی از آن دارد؛ لذا در این شعر، دوگانه‌ای ناساز (جاذبیّت هم‌زمان با مانعیّت) گرد آمده که توجّه برانگیز است. این جستار به شیوۀ تحلیلی-توصیفی، دیالکتیک خوانش‌ها و نگرش‌ها را با بهره‌گیری از رویکرد زیبایی‌شناسی دریافت می‌کاود و نشان می‌دهد که رویکرد خوانشی به شعر میراث در این شش دهه، اجتماعی بوده است. آنچه باعث دیریابی و بدفهمی شعر شده، رمزگانی سرکش و ناآشناست که تفسیر آنها، می‌تواند گره‌ها را بگشاید و خوانش تازه‌ای را فراروی خواننده بگذارد که این جستار بدان پرداخته است.

بررسی ادراک واقعیت در اندیشۀ ناصرخسرو (بر پایۀ نظریۀ خودشکوفایی آبراهام مزلو)

صفحه 41-75

https://doi.org/10.22059/jlcr.2018.66401

رضا جلیلی، مهدی نوروز

چکیده مکتب انسان‌گرایی یکی از سه شاخۀ مهم روان‌شناسی در سدۀ بیستم به شمار می‌رود. چهرۀ شاخص این مکتب، «آبراهام مزلو» نام دارد که کوشید برخلاف مکاتب دیگر، به بررسی بهترین نمونه‌های انسانی بپردازد. تأکید او در این زمینه بر رفتارهای مثبت و مبتنی بر واقعیت انسان بوده‌است. مزلو ریشۀ رفتارهای آدمی را در نیازهای او دانسته‌است و برای آن سلسله‌مراتبی پنج‌پله‌ای تعیین کرده‌است که شامل نیازهای فیزیولوژیکی، ایمنی، عشق و تعلق، احترام و خودشکوفایی می‌شود. در این بین، توجه ویژۀ مزلو به خودشکوفایی، منجر به پیدایی نظریه‌ای به همین نام شده‌است. از دید او، خودشکوفایی تبلور خودِ انسانی در بالاترین سطح ممکن است. مزلو مؤلفه‌های متعددی برای چنین افرادی ذکر کرده که «درک بهتر واقعیت و برقراری رابطۀ آسان‌تر با آن» از جملۀ آن‌هاست. در مقالۀ حاضر، با روش توصیفی‌ـ تحلیلی، مؤلفۀ مذکور در اندیشه و زندگی ناصرخسرو بررسی شده‌است؛ چراکه او در پهنۀ ادب فارسی به عنوان چهره‌ای واقع‌گرا شناخته می‌شود و انسان جایگاهی رفیع و نقشی محوری در ساختار فکری وی دارد. مهم‌ترین شاخصه‌های «ادراک واقعیت» در زندگی و اندیشۀ ناصرخسرو که با نظریۀ مزلو همخوانی دارد، عبارت است از: «درک و داوری درست واقعیت و شناخت دقیق افراد دغلکار»، «شکستن سنت‌های کلیشه‌ای حاکم بر جامعه از راه اعتراض»، «توجه ویژه به منطق و استدلال»، «استقبال از پدیده‌های ناشناخته»، «نبودِ ثبات روحی و ذهنی در برخی موارد» و «روشنفکری و پژوهشگری».

بررسی رئالیسم جادویی در رمان پریباد (اثرمحمدعلی علومی)

صفحه 59-78

https://doi.org/10.22059/jlcr.2018.66402

آذر دانشگر

چکیده «رئالیسم جادویی» یا «واقع‌گرایی جادویی» شیوه‌ای نو در داستان‌نویسی معاصر است که در آن، عنصر واقعیت و خیال درهم می‌آمیزد و اثری فوق انسانی را رقم می‌زند. در این گونه داستان‌ها عنصر واقعیت و خیال به گونه‌ای با هم ادغام می‌شود که به صورت طبیعی و باورپذیر برای مخاطب خود می‌شود. رئالیسم جادویی زیرمجموعۀ مکتب رئالیسم است و نمی‌توان آن را یک مکتب مستقل دانست؛ چراکه چارچوب مستقل و تازه‌ای ندارد و بسیاری از عناصر داستان‌های رئال را با خود به همراه دارد. مقالۀ پیش رو، ابتدا به بررسی مبانی رئالیسم جادویی همراه با دیدگاه منتقدان و صاحب‌نظران ادبی اشاره کرده‌است و در ادامه به بررسی ویژگی‌ها و مؤلفه‌های رئالیسم جادویی در رمان «پریباد» نوشتۀ محمدعلی علومی پرداخته‌است. در رمان پریباد، حضور عناصر وهمی و خیالی همچون پری، دیو، بال درآوردن انسان، بارش خون و محو شدن شهر و... داستان را در زمرۀ آثار رئالیسم جادویی قرار داده‌است.

مرز اقتباس و تضمین با رویکرد اثرپذیری از قرآن

صفحه 79-93

https://doi.org/10.22059/jlcr.2018.66403

مریم زیبائی نژاد

چکیده از زمانی که قرآن کریم، این معجزۀ الهی بر پیامبر اکرم نازل شد، ادیبان و سخنوران ادب فارسی همچون دیگر ملل، از نظر لفظی و معنوی، از این روح هستی‌بخش بهره‌ها جسته‌اند و آثار خود را به وسیلۀ آن زینت بخشیده‌اند. علمای علوم بلاغی این اثرپذیری‌ها را که گاه آشکار و گاه پنهان بوده‌است، به نام‌های اقتباس، تضمین، تلمیح، حل و... نامیده‌اند. با پژوهش در کتاب‌هایی که به اثرپذیری از قرآن با توجه به صنایع ادبی پرداخته‌اند و نیز مثال‌های ارائه‌شده در آن‌ها، به نظر می‌رسد که بعضی دو صنعت «اقتباس» و «تضمین» را یک صنعت به حساب آورده‌اند و تفاوتی بین آن دو قائل نشده‌اند. در این مقاله، با جستجو در کتاب‌های بلاغی و ادبی و نیز در شواهد مثال، تفاوت اقتباس و تضمین و مرز بین آن دو مشخص می‌گردد.

چند بحث تازه در باب گونه های ادبی (ژانرهای ادبی)

صفحه 95-112

https://doi.org/10.22059/jlcr.2018.66405

امیر سلطان محمدی، سید مهدی نوریان، اسحاق طغیانی

چکیده بحث انواع در محافل ادبی جهان بسیار پردامنه مطرح شده‌است و تحولات بسیاری از روزهای آغازین طرح مستقل آن از سوی ارسطو به خود دیده‌است. اما در محافل ادبی ما، توجه به آن بسیار سطحی بوده‌است، به گونه‌ای که این توجه سطحی مانع طرح بحث‌های تازه در این باب گردیده‌است؛ بحثی که به شکل دست‌وپا شکسته و ابتدایی وارد مباحث ادبی ما گردیده و بدون معادل‌سازی با ادب فارسی و پرورده شدن، گاه مطالبی از آن می‌یابیم و نمونه‌ها و اجزای آن هم به تبع کُل ناقص است. در این مقاله، سعی کرده‌ایم برخی نقص‌ها را نمایان سازیم و نمونه‌های تازه‌ای از بحث انواع را مطرح کنیم و نشان دهیم گنجاندن آثار در انواع ارسطویی چندان دقیق نیست و نیاز به بازنگری جدی دارد. بحث سیالیت زیرگونه‌ها، استقلال آن‌ها، گونه‌های غالب و مغلوب و نیز متروژانر یا گونۀ مادر از بحث‌هایی است که در حد فضای کنونی به آن‌ها پرداخته‌ایم و راه را برای نقد و ادامۀ بحث باز می‌بینیم.

واکاوی عناصر ساختاری و دستوری مقالات شمس تبریزی با رویکردی بر نقد ادبی پست مدرن

صفحه 113-128

https://doi.org/10.22059/jlcr.2018.66406

مریم السادات سنگی، رضا اشرف‌زاده

چکیده در مقالۀ حاضر، کوشیده‌ایم با تحلیل عناصر ساختاری و دستوری متن مقالات شمس و با رهیافت‌های معنی‌شناسانه (سمانتیک: Semantic) خواننده را به خوانشی نو و دگرگونه از این اثر سترگ فراخوانیم. همچنان‌که مطالعات ساختاری نشان می‌دهد که انواع ادبی از الگوهای نحوی و دستوری معینی پیروی می‌کنند. وجوه فعل و انواع اسم و ضمیر، تأثیرات معنی‌شناسانه خاصی در زبان دارند. بدین ترتیب، می‌بینیم که شمس چگونه با استفاده از فنون مختلف حذف، فاصله‌گذاری و بهره بردن از ابزارهایی همچون وارونه‌سازی معنا، ایجاد ساخت‌های رمزگونه و ورود به قلمروی مجاز، توسعی در نظریۀ تشابه ایجاد کرد که منجر به عدم تعین و عدم قطعیت و ابهام در کاربرد کلمه شد و می‌بینیم که چگونه در این حالت، زبان از جنبۀ ایضاحی خود می‌کاهد تا بتواند حالتی افراطی و پیشرو (آوانگارد) پیدا کند.

گفتمان عرفان در رمان جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان

صفحه 129-146

https://doi.org/10.22059/jlcr.2018.66407

جهانگیر صفری، ابراهیم ظاهری

چکیده ورود مدرنیته موجب تغییرات گسترده‌ای در سطوح مختلف جامعۀ ایران، از جمله سطح فکری و فرهنگی شد و گفتمان عرفانی که می‌توان گفت از گفتمان‌های سنّتی مسلط در فرهنگ ایرانی بود، دچار تغییراتی شد. رمان‌های فارسی، از جمله بسترهایی بودند که این تغییرات را نشان دادند یا خود در زمینۀ ایجاد دگراندیشی مؤثر واقع شدند. بنابراین، بررسی آن‌ها می‌تواند نقش مهمی در جریان‌شناسی عرفان و جایگاه عرفان در دورۀ معاصر داشته باشند. هدف این پژوهش نیز بررسی بازنمایی گفتمان عرفان در رمان جزیرۀ سرگردانی و ساربان سرگردان از سیمین دانشور است. در این رمان، سه گفتمان «سنّتی»، «مدرن» و «نیمه‌سنّتی» بازنمایی شده‌است. در گفتمان سنّتی، تکیه بر این است که عرفان در همان مفهوم سنّتی خود برای رهایی انسان از سرگردانی، دوباره احیا شود. اما در گفتمان مدرن، به انتقاد از عرفان پرداخته شده‌است و نقشی برای این اندیشه، در حلّ مشکلات جامعۀ معاصر قائل نشده‌اند. بازنمایی این دو گفتمان با «بدنمایی» یا حداقل، نقطه‌ضعف داشتن همراه بوده‌است. در گفتمان «نیمه‌سنّتی» که بازنمایی با «خوب‌نمایی» همراه است، نویسنده مبتنی بر آموزه‌های عرفان سنّتی، عرفانی ارائه داده‌است که با جامعۀ مدرن همخوانی دارد.

بازتاب کهن‌الگوهای نظریۀ یونگ در کتاب «من زنده‌ام»

صفحه 147-161

https://doi.org/10.22059/jlcr.2018.66408

فائزه عرب یوسف‌آبادی، الهام دیانتی

چکیده کتابِ من زنده‌ام از آثار پیشگام حوزۀ نشر خاطرات خودنگاشت زنان در دوران اسارت است. شناخت روان‌شناسانۀ ابعاد مختلف کیفیات روحی زنان رزمنده در دوران اسارت، برای افزایش روحیۀ پایداری و استقامت و نیز الگوگیری از این شیرزنان ضروری است. پژوهش حاضر بر آن است تا با روش تحلیلی ـ توصیفی به روان‌شناسی تحلیلی این اثر بپردازد. هدف این جستار، بررسی و شناخت کهن‌الگوهای نظریۀ یونگ در این روایت است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که هر یک از شخصیت‌های موجود در روایت، منعکس‌کنندۀ یکی از کهن‌الگوهای نظریۀ یونگ است. کهن‌الگوی مادر اعظم در این روایت، شامل دو مصداق «مادر» و «وطن» است. مصداق کهن‌الگوی شخصیت «پیر خردمند» یا «پیرمرد دانا» در این اثر، «امام خمینی(ره)» است که رهبر و راهنمای معصومه بوده، باعث تحول فکری او شده‌است. در این روایت، کهن‌الگوی آنیمای مثبت، شخصیت «سید صفر صالحی» را به کنش‌های مختلف برانگیخته‌است. آنیمای مثبتی که معصومه در دل سید صفر صالحی افکنده، او را مبدل به فردی مصمم کرده‌است که تکامل و جاودانگی خود را با وجود معصومه و زندگی در کنار او می‌داند. از سوی دیگر، به دلیل حضور مؤثر یک بانو در فعالیت‌های مردانه با تجلی و ظهور آنیموس در روان معصومه آباد مواجه هستیم. بر این اساس، قهرمان این روایت، زنی آزاده و قدرتمند است که هم‌پای مردان به مبارزه می‌پردازد و در فراز و نشیب انقلاب به عنوان یک عامل اثرگذار ظاهر می‌شود وآنیموس تقویت‌شدۀ او در دوران اسارت، قوی‌ترین چهره‌ای را به نمایش می‌گذارد که زنی در عصر او می‌توانست داشته باشد.

ساخت‌های نحویِ بیانِ حصر در زبان فارسی (مطالعۀ موردی: آثار سعدی)

صفحه 163-182

https://doi.org/10.22059/jlcr.2018.66409

رحمان مشتاق مهر، احمد گلی، فرهاد محمدی

چکیده برای درک بلاغت زبان فارسی و شناخت ظرفیت‌های آن در بیان معنا، باید از مطالعه و تحلیل ساخت‌های نحوی آن شروع کرد. تنها از این طریق می‌توان دانست که بیان یک مفهوم چگونه و با چه ساخت‌هایی امکان‌پذیر است. حصر و قصر از جمله مفاهیمی است که ساخت‌های نحوی متنوعی در زبان فارسی دارد. همین تنوع ساخت‌های نحوی بیانگر ظرفیت بالای نحو زبان فارسی در القای اغراض بلاغی و ایجاد تطابق تام بین فرم و قالب زبانی با معنا و غرض مورد نظر است. به همین منظور، در این نوشتار سعی شده‌است با تکیه بر سخن سعدی، تمام امکانات و ظرفیت‌های زبان فارسی در بیان حصر شناسایی و برای آن‌ها تقسیم‌بندی مشخصی به‌دست داده شود. حاصل این است که تمام امکانات بیان حصر در زبان فارسی به دو مقولۀ کلی تقسیم می‌شود: 1ـ فرایند فرازبانی یا زبرزنجیری که نشانۀ زبانی خاصی ندارد تا در زنجیرۀ عینی زبان بتواند نمودار شود. «تکیه» تنها ظرفیت این فرایند است. 2ـ عوامل و نشانه‌های عینی زبان. ساخت‌های نحوی «اسنادی‌شده»، «استثنا»، «جابه‌جایی اجزا» و «استفاده از قیدهای مخصوص حصر» زیرمجموعه‌های این مقوله هستند.

تحلیل گفتمان نظامی در منظومۀ خسرو و شیرین از منظر آمریّت گوینده

صفحه 183-199

https://doi.org/10.22059/jlcr.2018.66410

مریم مشرف الملک، سمیرامیس ابراهیمی

چکیده نظامی گنجوی قصه‌گو و سراینده‌ای تواناست که با استفادۀ مناسب و بجا از ساختارهای زبانی، جهان داستان و جهان تک‌تک قهرمانان را آن گونه که می‌خواهد و بر وفق هدفی که دنبال می‌کند، شکل می‌دهد. نظامی چگونه موفق می‌شود با آمریّت و اتوریته، صدای خود را در داستان ایجاد کند، روال داستان را بر وفق هدف خود شکل دهد و خواننده را با خود همراه سازد؟ در این مقاله، به بررسی روش‌های نظامی در کنترل روال روایت می‌پردازیم. تحلیل گفتمان نظامی در منظومۀ خسرو و شیرین و بررسی کارکرد بینافردی و ذهنی زبان نشان می‌دهد که نظامی شگردهای مختلفی چون مدالیته (بیان حالت)، تعدّی، عمل گفتار، تغییر زاویۀ دید و کانون‌سازی را برای تثبیت آمریّت خود و هدایت روال روایت هوشمندانه به‌کار می‌گیرد و به سبکی رنگین و مؤثر دست پیدا می‌کند.

نقد و تحلیل تصویر استعاری در اشعار عربی سعدی

صفحه 201-220

https://doi.org/10.22059/jlcr.2018.66411

محمدامیر مشهدی، رضا رضایی، حسین اتحادی

چکیده سعدی از جمله سخنورانی است که علاوه بر زبان فارسی، اشعاری نیز در قالب‌های مختلف به زبان عربی سروده که نشان‌دهندۀ کمال مهارت و تسلط وی بر این زبان است. در این پژوهش، استعاره که مهم‌ترین مبحث در بلاغت به‌شمار می‌رود، در اشعار عربی سعدی بررسی و نقد و تحلیل شده‌است. باید گفت سخنور شیرازی در مجموع 109 بار از تصویر استعاری بهره برده که از این میان، 25 مورد به صورت مصرّحه و 84 مورد به صورت مکنیّه به‌کار رفته‌است. وی در کاربرد استعاره بیشترین توجه را به تشخیص داشته، به گونه‌ای که در 82 مورد، تصویر استعاری خود را از این طریق ارائه کرده‌است. این شیوۀ کاربرد استعاره، سبب غنای تصاویر، پویایی، تحرک و حیات انسانی در اشعار عربی سعدی شده‌است. مهم‌ترین ویژگی تصویر استعاری را در این اشعار باید سادگی و روشنی آن‌ها دانست که به دور از هر گونه ابهام و ایجاد تزاحمی، در خدمت انتقال اندیشه‌ها و مضامین مورد نظر گوینده بوده‌اند.

بوطیقای غزل قیصر امین پور

صفحه 221-240

https://doi.org/10.22059/jlcr.2018.66412

یدالله نصراللهی

چکیده قیصر امین‌پور، شاعر برجستۀ معاصر، علاوه بر شعر نو در غزل نیز تبحر وافی، و بیش از قالب‌های سنتی دیگر، در غزل‌سرایی ید طولایی دارد. غزل او سادگی و صراحت خاصی دارد و هیچ تکلف و تصنع خاصی در آن دیده نمی‌شود. غزل او امتداد جریانی در ادب معاصر است که بدان «غزل نو» می‌گویند و بیشتر نزدیک به شعر نو یا نیمایی است. حال و هوای عمدۀ حاکم بر غزل او عبارتند از: بیان حدیث نَفْس، توصیف حالات درونی و شخصی و نیز انتقاد ملایم اجتماعی. او از زبان ساده و تخاطب عادی و یا حتی محاوره برای حصول این بیان بهره می‌گیرد. این نوع شعر، فاقد قیدوبندهای سنتی غزل است؛ چه در حیطۀ محتوا و مضمون و چه در حیطۀ شکل و ساختار. از نظر شکل و ساختار، ابیات این نوع غزل کوتاه، و تمرکز وحدت معنایی شعر، بیشتر بر محور عمودی غزل است. در زمینۀ قافیه‌پردازی نیز به نوآوری‌هایی دست زده‌است و در غزل، بیشتر از ردیف و به صورت فعلی بهره جسته‌است. این مقاله به شیوۀ توصیفی تألیف یافته که با استمداد و استناد به ابزارهای آماری، به تبیین و توضیح بحث پرداخته‌است.