Journal of Literary Criticism and Rhetoric
دوره و شماره: دوره 8، شماره 1 - شماره پیاپی 15، اردیبهشت 1398، صفحه 1-300 
تعداد مقالات: 14

تحلیل روایی داستان «نخجیران و شیر» مثنوی معنوی با رویکرد زبان‌شناسی رمزگان رولان بارت

صفحه 1-19

https://doi.org/10.22059/jlcr.2019.71013

داود اسپرهم، مولود شاگشتاسبی، عزیزالله سالاری

چکیده داستان شیر و نخجیران مثنوی معنوی یکی از پیچیده‌ترین داستان‌های این کتاب است که ویژگی‌های منحصربه‌فرد آن ظرفیت شگفت‌انگیزی را برای خوانش‌های متعدد فراهم می‌کند. نظریۀ رمزگان رولان بارت یک چارچوب نظری روشمند و خلاقانه است که به‌خوبی می‌تواند از پسِ پیچیدگی‌ها و دلالت‌های گستردۀ متن ادبی برآید. تلاش پژوهش حاضر در این راستاست که با به‌کارگیری نظریۀ رمزگان رولان بارت به‌ عنوان الگو، به روایت‌شناسی یکی از داستان‌های بلند مثنوی معنوی با عنوان «نخجیران و شیر» بپردازد و نشان داده شود که روایت این داستان تا چه اندازه از کیفیتی باز در تولید معانی مختلف برخوردار است. همچنین، ضمن بررسی ویژگی‌های خاص زبان مولانا در این روایت، میزان قابلیت نظریۀ رمزگان را در تحلیل یک متن کلاسیک و کاملاً بومی ادب پارسی بیازماید. ازجمله دستاوردهای پژوهش حاضر می‌توان به این موارد اشاره کرد: 1. روایت نخجیران و شیر ‌تنها یک متن صرفاً خواندنی نیست، بلکه با توجه به داده‌هایی که از کاربرد نظریۀ رمزگان بر آن به‌دست‌آمده، ظرفیت کاملاً مناسبی برای نوشتنی خواندنی شدن دارد. 2. از مهم‌ترین فاکتورهایی که این روایت را به متنی باز و متکثر تبدیل می‌کند، ویژگی‌های خاص روایتگری راوی در این داستان و نیز ماهیت کاملاً تمثیلی روایت است.

بررسی زبان و بازی‌های زبانی در غزل پست‌مدرن ایران

صفحه 21-39

https://doi.org/10.22059/jlcr.2019.71455

منوچهر اکبری، مهتاب سالاری

چکیده پژوهش حاضر، بازی‌ها و ترفندهای بحث‌برانگیز در حوزۀ زبان غزل پست‌مدرن را بررسی کرده‌است و کوشیده با پرهیز از تعصب، زبان و بازی‌های زبانی، این جریان را که گاه تا مرز زبان‌بازی و زبان‌پریشی پیش رفته، بررسی کند. نکتۀ شایستۀ توجه در پژوهش‌هایی از این دست آن است که در تفکر پست‌مدرن، شاعر با زبان برخوردی متفاوت دارد و محقق در مطالعۀ چنین آثاری با غلبۀ زبان بر معنا و فرم بر محتوا روبه‌رو خواهد بود. در این دیدگاه، «زبان» ابزاری در خدمت معنا نیست، بلکه زبان و زیبایی‌آفرینی آن می‌تواند هدف نهایی مؤلف باشد که این موضوع با معیارهای زیبایی‌شناسانۀ محقق سنّتی منطبق نیست. اما سؤال مهم در آسیب‌شناسی غزل پست‌مدرن این است که: هنجارگریزی/ هنجارستیزی شاعران پست‌مدرن و خروج آن‌ها از قاعده‌مندی زبان تا چه حد موجه است؟ و آیا قاعده و قانونی برای این هنجارشکنی‌های زبانی هست؟ پژوهش پیش رو کوشیده‌است بازی‌های زبانی رایج در غزل پست‌مدرن ایران را بررسی کند و به پرسش‌های بالا پاسخ دهد.

رمزگشایی خوانندۀ درون‌متن، در داستان شیخ صنعان

صفحه 41-60

https://doi.org/10.22059/jlcr.2019.71456

زهرا انصاری، امیراسماعیل آذر

چکیده «خوانندۀ درون‌متن» رویکردی انتقادی در ادبیات است که پایۀ آن بر اساس نظریۀ خواننده‌محور بنا شده‌است. ولفگانگ آیزر و آیدن چمبرز با کاربست آن در متن برای برقراری ارتباط دوسویۀ بین نویسنده و خواننده، به دنبال رمزگشایی از خویشتنِ دوّم مؤلّف در متونِ باز هستند؛ زیرا مؤلّف زبده شگردهایی را درون متن می‌آفریند و خواننده با نسبیّت باوری در هر بار خوانش، با کشف شگردی به عنوان برگ برنده و ارتباط با مؤلّف، پاداش دریافت می‌کند. در میان آثار فاخر کلاسیک، حکایت شیخ صنعان جزء آثاری است که سرشار از این شگردهاست. ارتباط مؤلّف از گذر این دیدگاه، به همراه خوانش خلاّق خوانندۀ معاصر، چهرۀ جدیدی از ادبیات ایرانی‌ـ اسلامی به جهان عرضه می‌کند. این مقاله بنابر مؤلّفه‌های مستتر از خوانندۀ درون‌متن و اصول روایت‌شناسی، به دنبال یافتن نشانه‌هایی از این رویکرد در حکایت شیخ صنعان است. نگارندگان با بررسی این رویکردها و تطبیق آن با حکایت شیخ صنعان، اثر مورد نظر را دارای قابلیت بالایی برای رمزگشایی خوانندۀ درون‌متن دانسته‌اند. قدرت عشق، تنوع واژگان، نوع روایتِ راوی، گره‌گشایی، گره‌افکنی و کنش‌های استعلایی، ارتباط دوسویه‌ای را بین مؤلّف و خوانندۀ خاص «برای سیر به ژرف‌ساخت داستان» ایجاد کرده‌است.

بررسی و تطبیق مقام معشوقی مولانا با نظریۀ فردانیّت یونگ

صفحه 61-80

https://doi.org/10.22059/jlcr.2019.71457

شکراله پورالخاص، بیژن ظهیری ناو، جعفر عشقی

چکیده در اندیشۀ عرفانی، علاوه بر «مقام عاشقی» به عنوان مقام اولیای مشهور، «مقام معشوقی» وجود دارد که مقام اولیای پنهان و مستور است. در این مقاله، با بررسی نظریه‌های بزرگان تصوّف از آغاز تا پایان سدۀ هفتم هجری درمی‌یابیم که چنین دیدگاهی دربارۀ مراتب عشق، در اندیشه‌های احمد غزالی، عین‌القضات همدانی، روزبهان بقلی شیرازی، شمس تبریزی و سلطان‌ولد آمده‌است و برآمده از عبارت «یُحِبُّهم» در قرآن و حدیثی از پیامبر اکرم(ص) است. در اندیشۀ متعالی عرفانی، مقام معشوقی، بسیار برتر از مقام عاشقی است. سالک در مراتب عشقِ به حق به مرتبه‌ای می‌رسد که جایگاه عاشق و معشوق عوض می‌شود و این‌ بار خدا عاشق بنده است و بنده در جایگاه معشوقی قرار دارد. رسیدن به چنین مقامی مستلزم دیدار سالک با فردی است که به مقام معشوقی رسیده‌است. به زعم سلطان‌ولد، شمس تبریزی از جمله کسانی است که به مقام معشوقی رسیده‌است و مولانا نیز پس از دیدار با شمس به این مقام نائل می‌شود. با مطالعۀ زندگی مولانا به عنوان نمونه، و تطبیق «مقام معشوقی» او با نظریۀ «فردانیّت» به این نتیجه می‌رسیم که مراحل رسیدن به این مقام، مطابق با مراحل دستیابی به فردیّت (کشفِ سایه، انکشافِ آنیما، تجلّیِ پیر خردمند و...) در اندیشۀ کارل گوستاو یونگ است و شمس تبریزی به عنوان پیر خردمند، شخصیت مولانا را گسترش داده، به تولّد دوباره رسانده‌است.

تحلیل طرح‌واره‌های قدرتی در شعر حافظ

صفحه 81-99

https://doi.org/10.22059/jlcr.2019.71458

مهری تلخابی، تورج عقدایی

چکیده هدف مقالۀ حاضر، تبیین پایه‌های شناخت حافظ، بر اساس طرح‌واره‌های قدرتی است. از این رو، این مقاله بر آن است که نشان دهد از منظر زبان‌شناسی شناختی، استعاره صرفاً ابزاری زبانی در راستای تزیین کلام نیست، بلکه قطعاً ابزاری شناختی است. چارچوب نظری این مقاله وامدار نظریۀ طرح‌‌واره‌های تصویری جانسون است. در این مقاله، پس از تأملی بر سمت و سوی زبان‌شناسی شناختی، بر روی استعاره درنگ کرده‌ایم و آنگاه با معرفی نظریۀ طرح‌‌واره‌های تصویری و شاخه‌های آن، به گزارش طرح‌‌واره‌های قدرتی شعر حافظ پرداخته‌ایم. در پایان، این مقاله، به این نتیجه می‌رسد که استعاره‌های قدرتی شعر حافظ، نشانگر نظام شناختی او هستند و تقویت‌کنندۀ شالودۀ تجربیات او به حساب می‌آیند. بی‌تردید به مدد کشف نگاشت‌های استعاری حافظ، در حوزۀ استعاره‌های قدرتی می‌توان خوشه‌هایی را که از این بدنۀ اصلی روییده‌اند، کاوید و گزارش کرد و نیز دریافت که استعاره‌های قدرتی حافظ تابع تعداد محدودی نگاشت هستند و این نگاشت‌ها از وحدت نگرش حافظ و کنش‌های پایدار او با محیط فرهنگی و فیزیکی و... سرچشمه می‌گیرند.

بررسی گونه‌ها، شگردها و درونمایه‌های طنز در آثار سید حسن حسینی(نوشداروی طرح ژنریک، براده‌ها و فستیوال خنجر)

صفحه 101-118

https://doi.org/10.22059/jlcr.2019.71478

علیرضا فولادی، نجمه حیدری‌نسب

چکیده سید حسن حسینی از سرشناس‌ترین شاعران و نویسندگان متعهد انقلاب اسلامی، در سه اثر خود به طنز روی آورده‌است. مقالۀ حاضر با روش توصیفی‌ـ تحلیلی به واکاوی گونه‌ها، شگردها و درونمایه‌های طنز در سه کتاب حسینی به نام‌های براده‌ها، نوشداروی طرح ژنریک و فستیوال خنجر اختصاص یافته‌است. حسینی در این سه اثر، هم از گزین‌گویه، هم از قالب‌های شعر کلاسیک و هم از شعر نیمایی و سپید استفاده کرده‌است. همچنین، با نظر به طبقه‌بندی ما از شگردهای طنزپردازی در سه دستۀ کلّی «نمایشی»، «روایی» و «شعری»، طنزهای این سه کتاب بیشتر طنزهای نمایشی با استفاده از شگردهای اغراق و تهکّم، به‌ویژه طنزهای شعری با استفاده از شگردهای تشبیه و استعاره است. به‌علاوه، پربسامدترین درونمایۀ طنزهای حسینی را انتقاد فرهنگی در زمینۀ هنر و نیز انتقاد اجتماعی در زمینۀ اقتصاد تشکیل داده‌اند.

نقدی بر بُعد تعلیمی رؤیا در حکایت «آن پادشاه‌زاده که پادشاهی حقیقی به وی روی نمود» از مثنوی با توجه به نظریۀ یونگ و فروید

صفحه 119-138

https://doi.org/10.22059/jlcr.2019.71471

محمدعلی خزانه‌دارلو، محمدکاظم یوسف‌پور، حسین یاسری

چکیده با پیدایش نظریه‌های ادبی و غیرادبی از جمله نظریه‌های روان‌شناختی، ارتباط چندسویه بین علوم مختلف پدید آمده‌است؛ از جمله ارتباط بینارشته‌ای ادبیات و روان‌شناسی. این اتفاق باعث شد تا ادبیات محملی برای نگرش و تحلیلی روزآمد، کارآمد و خوانشی متفاوت تلقی شود. ادبیات به مدد نظریه‌های روان‌شناسی، خود را ملموس‌تر، عینی‌تر، عمل‌گراتر عرضه نموده‌است و بر جذابیت خود در متون ادبی، به‌ویژه در متون عرفانی افزوده‌است. از جملۀ این نظریات، نظریۀ ساختار شخصیت و ابعاد ذهن فروید و فرایند تفرّد یونگ است. موضوع این پژوهش، بررسی بُعد تعلیمی رؤیا با توجه به نظریات فروید و یونگ با محوریت حکایت «پادشاه‌زاده که...» از دفتر چهارم مثنوی است. این پژوهش نشان می‌دهد که «رؤیا» شاهراه دستیابی به ضمیر ناخودآگاه انسان است. مولوی در این حکایت، به مخاطب می‌آموزد که لازمۀ رسیدن به توازن، تعادل شخصیت و رسیدن به تفرّد، تعامل یکپارچۀ تمام ابعاد شخصیت روانی فرد است.

نشانه‌شناسی عناصر روایی در روایت‌های عرفانی

صفحه 139-158

https://doi.org/10.22059/jlcr.2019.71472

هادی دهقانی یزدلی، فاطمه ادراکی

چکیده نشانه‌شناسی به گونه‌ای نظام‌مند به بررسی، تحلیل، تفسیر و فهم نشانه‌های متن می‌پردازد. یکی از مشخصه‌های بنیادین روایت‌های عرفانی، رمزپردازی است. در این نوشتار برای رمزگشایی و تفسیر روایت‌ها، دریافت متن و فهم کارکردهای روایی آن، به نشانه‌شناسی عناصر روایی در سه اثر اصیل و تأثیرگذار کشف‌المحجوب، رسالۀ قشیریه و تذکرة‌الاولیاء پرداخته‌ایم. یکی از رویکردهای کارآمد نشانه‌شناسی و متناسب با افق روایت‌های عرفانی، روش چارلز سندرس پیرس است. با توجه به اهمیتی که نظریۀ پیرس برای تعبیر و تفسیر قائل است و بر کارکرد ارجاعی نشانه‌ها تأکید می‌کند، عناصر روایی روایت‌های عرفانی را در سه اثر یادشده بر اساس رویکرد پیرس بررسی کرده‌ایم. این عناصر شامل شخصیت‌ها، تقابل و تضاد، تکانه و پیوند، زاویۀ دید و تمهید زمانی است. مهم‌ترین مشخصۀ نشانه‌های روایی، باهم‌بودگی آن نشانه‌ها با تناقض و تضاد است که از مشخصه‌های تجربۀ امر قدسی است. همچنین، این باهم‌بودگی شیوه‌ای است برای مقابله با اندیشه‌های ظاهری و رسمی، تا نشان دهد که این تجربۀ دینی و سلوک عارفانه است که مایۀ تحوّل و ارتقای روحی می‌شود. بر این اساس، آشکارگی ضدروایت، عناصر و شخصیت‌های منفی نیز در بافت ساختار روایت‌ها تبیین می‌گردد.

توصیف و تبیین هنجارگریزی نوین گفتمانی در شعر کلاسیک امروز

صفحه 159-178

https://doi.org/10.22059/jlcr.2019.71473

محمدصالح ذاکری، فردوس آقاگل زاده، حیات عامری

چکیده اکثر پژوهش‌های پیشین در ایران، با توجه به الگوی لیچ به بررسی هنجارگریزی در شعر پرداخته و در نتیجه، به هنجارگریزی گفتمانی توجهی نداشته‌اند؛ در حالی که اگر کار زبان‌شناسی فقط به مطالعه جنبه‌های آوائی، نحوی و معنائی منحصر شود، سهمش در بررسی‌های ادبی بسیار محدود می‌شود. به همین سبب، این مقاله، برای بررسی نوآوری‌های زبانی در شعر، از الگوی شورت استفاده کرده که هنجارگریزی گفتمانی را برای اوّلین بار در مورد شعر به‌ کار گرفته است. محدوده این بررسی، آثار نسل جدید شاعران کلاسیک امروز ایران است. هدف از این پژوهش، این است که مشخص شود چه گونه‌هائی از هنجارگریزی گفتمانی در شعر کلاسیک امروز رواج دارد و هر کدام، چه ارزش‌های بلاغی را در بر دارند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد هشت گونه نوآوری در سطح گفتمانی در شعر کلاسیک امروز رواج دارد که بعضی از آنها برای اولین بار در این مقاله معرفی شده‌اند.

نام‌پژوهی عبهرالعاشقین

صفحه 179-197

https://doi.org/10.22059/jlcr.2019.71474

سیدمحمدفرید راستگوفر، سیدمحمد راستگو

چکیده نام‌پژوهی یا عنوان‌پژوهی، یعنی نقد و بررسی نام یک نوشته یا سروده، هرچند در ایران هنوز جایگاهی نیافته، میان فرنگیان و عرب‌ها پایگاه بلندی دارد و دربارۀ آن و بر بنیاد آن پژوهش‌های بسیاری انجام گرفته‌است و می‌گیرد. در این ‌گونه پژوهش‌ها، معنی نام، پیام آن و پیوند آن با متن و موضوع بررسی، و از رهگذر آن، راهی به درون متن گشوده می‌شود. با چنین نگاه و نگرشی، این پژوهش نام کتاب ارجمند روزبهان بقلی، عبهرالعاشقین را به نقد و بررسی گرفته‌است. پرسش بنیادین این است که معنی و پیام این نام چیست و با متن و موضوع کتاب چه پیوندی دارد؟ در پی پاسخ به این پرسش‌ها، پس از درآمدی دربارۀ نام‌پژوهی، نام‌گذاری، گونه‌های روشن، تاریک و خاکستری‌ نام، به شیوۀ هرمنوتیکی، به‌ویژه تحلیل معنی‌شناختی واژۀ «عبهر»، گمانه‌هایی پیشنهاد و گزارش شده‌اند؛ مانند اینکه روزبهان بر بنیادی ادبی و تشبیهی، کتاب خویش را باغ و بوستان یا گل و شکوفه‌ای پنداشته‌است که خواننده می‌تواند با تفرج در آن و تأمل در رنگ‌وبو و جلوه و جمال، یعنی مطالب و موضوعات آن با عشق، مسائل و مقولات آن هرچه بیشتر آشنا گردد و یا آن را همچون دستۀ سوسن یا نیلوفری، به‌ویژه نرگسی پیشکش خوانندگان کرده‌است.

تحلیل ساختاری سیر العباد إلی المعاد بر اساس الگوی «سفر نویسنده» ووگلر

صفحه 199-216

https://doi.org/10.22059/jlcr.2019.71475

ابراهیم رحیمی زنگنه، احسان زندی‌طلب

چکیده سیر العباد إلی المعاد نخستین معراج‌نامۀ منظوم ادب فارسی و داستان درماندگی روح سنایی در عالم مادّه و اشتیاق سفر و بازگشت به عالم معناست. سنایی مراتب وجود را از جمادی و حیوانی تا انسانی طی می‌کند و به مرتبۀ عقل کلّی می‌رسد و سپس به پیکر آخشیجی خود باز می‌گردد. بـررسی ساختار داستان­های  قهرمانانه از سوی جوزف کمبل، منجر به طرح نظریۀ «تک‌اسطوره» مبنی بر هستی‌مندی همیشگی یک قهرمان با پیکرگردانی مداوم شد و کریستوفر ووگلر در کتاب «سفر نویسنده»، ریخت دیگری از این نظریه به دست داد و ساختار سفرهای قهرمانانه را در دوازده بخش و هفت کهن‌الگو بازنویسی کرد. در این جستار مراحل سفر قهرمان در سیر العباد الی المعاد بر پایۀ الگوی ووگلر و با روش توصیفی ـ تحلیلی سنجیده شده‌است و دستاورد پژوهش نشان می‌دهد که ساختار کلی سفر سنایی با الگوی سفر نویسنده تطبیق دارد، اگرچه در بعضی مراحل ناسازی‌هایی دیده می‌شود که گاه برآمده از تفاوت  در تعریف مفهوم قهرمان در دو نظام عرفان و اسطوره و گاه نشانه‌ای از سستی شگردهای داستانی سیرالعباد الی المعاد است.

بررسی نمودهای آنیمای معشوق در منظومۀ ویس و رامین (با رویکرد نظریۀ کهن‌الگوی یونگ)

صفحه 217-236

https://doi.org/10.22059/jlcr.2019.71477

علی‌محمد رضائی هفتادر، مظاهر نیکخواه، حسین خسروی

چکیده نقد کهن‌الگویی روشی نوین در بررسی متون ادبی است. یونگ با طرح و شرح دو مقولۀ ناخودآگاه جمعی و کهن‌الگو، به این شیوه از نقد انسجام بیشتری بخشیده‌است. کهن‌الگوها میراث مشترک تمدن بشری هستند که در ناخودآگاه جمعی ذخیره شده‌اند. «آنیما» مهم‌ترین کهن‌الگو محسوب می‌شود و منظور از آن، «نیمۀ زنانۀ روح مرد» است. این کهن‌الگو در ادب فارسی از جملۀ منظومۀ ویس و رامین به صورت معشوقه تجلی یافته‌است. از این ‌رو، در مقالۀ حاضر، مهم‌ترین نمودهای کهن‌الگوی آنیما در قالب شخصیت «ویس»، معشوقۀ رامین، به روش توصیفی‌ـ تحلیلی واکاوی شده‌است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که عشق میان ویس و رامین در یک نگاه به وجود آمده‌است. ویس شخصیتی دوقطبی دارد و گاهی با عشوه و بی‌محلی باعث آزردگی خاطر رامین می‌شود و زندگی را بر او تلخ می‌کند و گاهی با نزدیک‌ شدن به عاشق و برآوردن خواسته‌های او، کامش را شیرین می‌سازد و زندگی دوباره‌ای به دلداده می‌بخشد.. یونگ نیز در ارتباط با آنیما به این موضوعات اشاره کرده‌است.

تجلی خدای بی‌کرانه (زروان) در شاهنامه و شخصیت زال

صفحه 237-254

https://doi.org/10.22059/jlcr.2019.71479

ماه نظری

چکیده از دیرباز تاکنون یکی از دغدغه‌های انسان، چگونگی برخورد با طبیعت، توجیه و فرجام‌کار جهان بوده‌است. به همین منظور، در زندگی خویش از طریق باورهای هستی‌شناسانه، به تبیین‌کائنات و چگونگی‌آفرینش پرداخته‌است. یکی از این باورهای اسطوره‌ای، «آیین زروان» است. باید گفت که آیین زروانی در تاریخ مزدیسنا به منزلۀ امر گذرنده و غیرثابتی نبوده، بلکه یکی از مبانی اوّلیۀ آیین زرتشتی محسوب می‌شد. بعضی «زروان» را مکان مطلق (ثواش) و بعضی او را زمان مطلق دانستند و گاهی مفهوم (قدر) و سرنوشت نیز داشته‌است. ضرورت بررسی این مسئله در اهمیت درک نکته‌ها و اعتقادهای دیرین است که پرده از معانی و رموز شاهنامه برمی‌دارد و باعث گره‌گشای بعضی از پیچیدگی‌ها می‌شود؛ زیرا حکیم فردوسی میان پدیده‌های شگفت‌انگیز اسطوره و قهرمانانی‌ که وجودشان در حماسه ضروری است، تلفیقی ایجاد کرده، اسطوره و حماسه را به یکدیگر اتصال داده‌است. مسئله این است که آیا می‌توان تجلّی «زروان» را در شاهنامۀ فردوسی با هستی زال مقایسه کرد؟ همچنین، عناصر طبیعی و یاریگران زروان در شاهنامه به صورت نمادین کدامند؟ در این مقاله، بازتاب نظریه‌های زروانی در هستی، تولد، ازدواج زال، پیروزی رستم بر اسفندیار از یک سو، و رستم و شغاد به عنوان فرزندان زروان، یعنی «هرمز و اهریمن» از سوی دیگر کاملاً مشهود است.

بازنمایی واقعیت در سلجوقنامۀ ظهیرالدّین نیشابوری: از داستان‌پردازی تا گفتمان‌سازی

صفحه 255-274

https://doi.org/10.22059/jlcr.2019.71480

شیرزاد نعیمی، پارسا یعقوبی جنبه سرایی

چکیده بسیاری از راویان تاریخ‌های کلاسیک فارسی سعی می‌کنند به صورت خودافشایی یا غیرمستقیم، عینیت‌گرایی یا بی‌طرفی خود را با مخاطب در میان بگذارند؛ از میان این مورخان، «مؤلف‌ـ راویِ» سلجوقنامه با وجود سال‌ها خدمت در دربار و معلمی دو تن از شاهان سلجوقی، آشکارا در درون متن چنین ادعایی نمی‌کند، ولی با ارجاع به نشانگان متنی می‌توان به شکل‌هایی از تکاپوی غیرمستقیم وی دست یافت که سعی می‌کند روایت خود را درست، دقیق و خالی از موضع‌گیری بنمایاند تا ضمن جلب اعتماد مخاطب، واقعیت‌ها را به شکلی ویژه تولید کند یا رواج دهد. این نوشتار انواع گفتمان‌سازی و مداخلۀ آگاهانه یا ناآگاهانۀ مولف-راوی سلجوقنامه را در برساختن واقعیت یا واقعیت‌های تاریخی آل‌ سلجوق، با استناد به تمایز نهفته در دو اصطلاح روایت‌شناختی «داستان» و «گفتمان» و نیز با تکیه بر انواع گفتمان در صورت‌بندی ژپ لینت ولت طبقه‌بندی و تحلیل کرده‌است. نتیجه نشان می‌دهد که مؤلف‌ـ راوی دانسته یا نادانسته در قالب انواع گفتمان وجهی، توضیحی، انتزاعی، عاطفی و ارزیابی‌کننده با فروعات آن‌ها، سطوحی از واقعیت را به نفع یا علیه کسانی سوق داده یا تثبیت کرده‌است که پیامد آن، مشروعیت‌بخشی به برخی رخدادها و اشخاص یا مشروعیت‌زدایی از آن‌هاست.